آنکس با منطق دیروز به کارزار متفاوت امروز می رود قبل از ورود به میدان مبارزه شکست اش را به نام خود پیشاپیش ثبت می کند.هواداران دولت که در انتخابات گذشته در رودررویی با هاشمی رفسنجانی بازی انتخابات بردند می پندارند اگر بتوانند پای او را به وسط انتخابات پیش رو بکشند می توانند آن پیروزی را تکرار کنند.این اشتباه محاسبه به این دلیل صورت می گیرد که آنها نزدیک به چهارسال تجربه را به عمد نادیده می گیرند. امروز آگاهی عمومی نسبت به هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد تفاوت ماهوی کرده است و دیگر هیچکس حاضر نیست مشکلات را به نام رئیس مجلس خبرگان بنویسد٬چرا که دولتمردان بخوبی در این سه سال به مردم قبولانده اند که وی هیچ سهمی در تصمیم گیری ها نداشته او هر کاری انجام شده چه خوب و چه بد توسط خود آنها به فرجام رسیده است.

افکار عمومی امروز دیگر هاشمی رفسنجانی را آن چهره قدرتمندی نمی داند که در همه ماجراها دستی دارد و همه گناه مشکلات را باید به پای او نوشت بلکه امروز بسیاری در درون هواداران نظام جمهوری اسلامی معتقدند شیوه ها و منش های حکومتی او با بعضی از تعدیل ها راه مناسبی برای اداره کشور است٬این درک در عمل قدرتی بیشتری به او داده و برای اولین بار نفوذی که در لایه های قدرت با زیرکی و هوشیاری اش و برخلاف خواست دوجناح قدرتمند حفظ کرده است به درون نخبگان و توده های مردم هم تسری داده است.این دستاورد بیش از آنکه حاصل کنش های خود او باشد حاصل نخبه گریزی و اغتشاش در فکر و کردار دولت نهم است.

امروز دیگر همه می دانند حمله به هاشمی دیگر رای آور نیست و هرکس بر طبل این حمله بکوبد بجای آنکه در کانون رغبت رای دهندگان بنشیند ممکن است از این کانون حذف شود. همیشه تاریخ پیامدهایی را بر نمی انگیزد که حاصل کنش های آگاهانه افراد است ٬بعضی مواقع خواست ها نتیجه معکوس می دهند.در روزهای اخیر روزنامه دولتی ایران که به همت خود هاشمی راه اندازی شد به نمایندگی از گروههای قدرتمند  به این شخصیت سیاسی تهاجم بزرگی را آغاز و او را متهم به عبور از نظام کرد.این اقدام کارکردی دو گانه داشت ٬اول تاثیر گذاری آن در انتخابات هیات رئیسه مجلس خبرگان و دوم بهره گیری از آن برای انتخابات بیست و دوم خرداد. این کارزار غیر مترقبه در هدف اولش با ناکامی روبرو شد و هاشمی با ده رای بیشتر از انتخابات سال گذشته  ریاست خود را بر مجلس خبرگان تثبت کرد و بی تردید این ناکامی در هدف بعدی تکرار خواهد شد. بنظر می رسد دیگر وقت آن رسیده است همه بدانند جنگ روانی علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت رای آور نیست. این خود آگاهی می تواند چالش های انتخاباتی به روزتر سازد٬اتفاقی که در نفس خود یک قدم به جلوست.خبر انتخاب هیات رئیسه مجلس خبرگان را اینجا بخوانید.