سهم خواهی از رئیس جمهوری٬بعد از اعلام غیر رسمی برنده انتخابات آغاز می شود٬هر کس پلاکاردی چسبانده و یا اعلام حمایتی کرده است٬مقامی و یا رانتی می طلبد.کسانی که در ستادهای انتخاباتی شب و روز نشناخته اند٬سمتی را بدست می آورند.احزاب و تشکل ها در این میان پیش از بقیه خود را در این سهم خواهی محق می دانند.چرا که هم امکانات بیشتری دارند و هم دایره نفوذی کم و زیاد دارند.ولی می خواهم قبل از آنکه کار به جر زنی بکشد٬از حالا اعلام کنم اگر محمد خاتمی برای سومین بار بر مسند ریاست جمهوری بنشیند چه کسی بیشترین سهم را در رای آوردن او دارد.

حتما می پندارید می خواهم از کسانی سخن بگویم که در ستاد او فعالیت می کنند و یا احزاب و گروههایی چون سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت نام ببرم که اعضای آن یک روحند در دو بدن و یا به بخشی از حزب کارگزاران منهای دبیرکل اش اشاره کنم و یا اینکه با قاطعیت بگویم پیروزی خاتمی ربطی به کسی ندارد و محبوبیت خود او علت اصلی هر پیروزی است. همه این احزاب و از جمله شخصیت خود خاتمی در این پیروزی احتمالی موثرند و هیچکس نمی تواند سهم آنها را نادیده بگیرد٬ ولی سهم اصلی را جریان دیگری بر عهده دارد.

تردید نکنید مخالفان خاتمی پیش از موافقان او در پیروزی این چهره شناخته شده سهم دارند.مثلا طرح ترور احتمالی او چقدر شخصیت گرفتار می آیم و نمی آیم را از یک فضای بی عملی خلاص کرد و ضمن اینکه خود او را فعال کرد و از تردید رهانید٬بلکه بسیاری هم برای انکار این احتمال بسیار خطرناک وظیفه خود دانستند وارد صحنه شوند و به طوری مجبور شدند از منش و شخصیت خاتمی حمایت کنند.حملات رسانه های اصول گرا به طور طبیعی٬ نقد فعالی که در خود اصلاحات طلبان علیه این نامزد انتخاباتی بخاطر تجربه هشت ساله ریاست جمهوری اش در گرفته بود و داشت تبدیل به یک فرایند تاثیر گذار می شد به محاق برد.

پس بدانید اگر خاتمی با رای بالا به کاخ ریاست جمهوری رفت٬سهم اصلی را باید به رسانه های اصول گرا داد که با تبلیغ منفی علیه خاتمی غیرت رای دادن به خاتمی را در اقشار بالایی٬میانی و تا حدودی پائین جامعه بر می انگیزند و از همه مهمتر فضا انتخاباتی را دو قطبی می کنند.منطقی خواهد بود که اگر این اتفاق بیفتد رئیس جمهوری بعدی امکانات خوبی در اختیار این رسانه ها قرار دهد تا در دور بعد هم شانس موفقعیتش را در رقابتهای فشرده انتخاباتی بیافزاید!