فرصت طلبي و يا اقدامي شايسته :تغيير مواضع سياسي كرباسچي ٬عبدي و...
برخی از خبرهای سیاسی بسیاری را غافلگیر می کند و بعضی با شنیدن این اخبار یا حيرت زده می شوند و یا آنکه ترجیح می دهند آنرا باور نکنند.اما به هر حال این اخبار خود را به همه تحمیل می کند و دیر و یا زود همه ناچارند واقعیت آنرا به رسمیت بشناسند.مثلا چه کسی باور می کرد روزی غلامحسین کرباسچی شهردار سابق تهران و دبیر کل فعلی حزب کارگزاران ریاست ستاد انتخاباتی مهدی کروبی را بپذیرد.آنهم در شرایطی که می دانیم در دوره قبلی انتخابات کروبی با نوشتن نامه ای به هاشمی رفسنجانی در تضعیف او در افکار عمومی سهم داشت و در آن دوره به طور طبیعی کرباسچی حامی هاشمی بود و از سوی دیگر در این دوره هم شورای مرکزی حزب کارگزاران از خاتمی حمایت می کند و معنای این رویکرد آنست که دبیر کل یک حزب بجای حمایت از نامزد حزبش برای رای آوردن رقیب او پا به صحنه گذاشته است.
از این نمونه ها بسیار است.مهدی کروبی سالها دبیرکل مجمع روحانیون مبارزه بود ولی همین تشکل مذهبی و سیاسی در دوره قبل انتخابات حاضر نشد از دبیرکلش حمایت کند.حمایت عباس عبدی و همسر عطا ءالله مهاجرانی جميله كديور از مهدي كروبي تعجب بسياري را بر انگيخت. نمونه هاي ديگري هم از اين اخبارتعجب برانگيز مي توان در همين دوره انتخابات بر شمرد.علیرضا زاکانی نماينده شوراي اسلامي در دوره قبل انتخابات رياست ستاد انتخاباتي قاليباف را بر عهده داشت و تلاش مي كرد او رئيس جمهوري شود. اما در اين دوره از احمدي نژاد حمايت مي كند و بخاطر همين حمايت جملاتي از قول قاليباف بر زبان مي آورد كه سخنگوي او بشدت آنرا انكار مي كند.در جلوي چشم حيرت زده من و شما برخي از چهره هاي سياسي كه در انتخابات گذشته در تلويزيون از احمدي نژاد حمايت مي كردند امروز جز منتقدان جدي اويند.
فكر نكنيد اين اتفاق تنها در كشور ما مي افتد در همين امريكا پاول وزير امور خارجه دولت بوش كه جز جمهوري خواهان درجه اول بود در همين انتخابات اخير از رقيب جمهوري خواهان يعني اوباما حمايت كرد . اين خط عوض كردنها در تمام دنيا وجود دارد.ولي چون در كشورما سياست ورزي هنوز به مرحله پختگي خود نرسيده است ما از اين اخبار متعجب مي شويم.البته يك نكته را بايد بي درنگ تا كيد كرد و آن٬این است كه خط عوض كردني كه بر اساس تحليل مشخص سياسي - چه درست و چه نادرست - انجام مي شود را نبايد با عمل فرصت طلباني كه هر روز رنگ عوض مي كنند و به راحتي آب خوردن يك روز با نوشتن عليه كسي به شهرت مي رسند و بعد حامي او مي شوند و در دور بعد متناسب با وزش باد موضع مي گيرند و در تمام دوره ها هم با راديكل ترين شكل به وسط ماجرا مي پرند به اشتباه گرفت.
ريمون آرون در سال ۱۹۵۶در جريان اختلافي كه با سارتر پيدا كرد نوشت :"هيچ نوع دوستي٬در نسل ما ٬در برابر اختلاف نظرهاي سياسي پايداري نمي توانستند كرد"٬دليل اين امر كاملا روشن است ذات سياست مي طلبد آدمي در برابر رويدادهاي خاص واكنش نشان دهد و به سود موضعي كه دارد مداخله كند و چون شرايط تغيير مي كند مواضع افراد هم به ناچار دچار دگرگوني مي شود٬اما وظيفه فوري يك فرد سياسي آنست كه با دلايل روشن و شواهد قابل قبول اين تغيير جهت سياسي را به مردم توضيح دهد ٬ممكن است اين توصيح كساني را قانع نكند ولي اين قانع نشدن جز ضروري چالش ها يي كه در گرداگرد سياست رخ مي دهد و بسط مي يابد. مي ماند گفتن اين نكته وقتي دبيركلي با اكثريت هم حزبي هايش اختلاف سليقه پيداكرد بايد به عنوان يك اقدام فوري و حرفه اي از سمت دبيركلي استعفا دهد و يا مخالفانش را در حزب قانع كند كه چون او بيانديشند.دو طرفه بازي كردن مي تواند شائبه برانگيز باشد كه اين امر با اخلاق سياسي همخواني ندارد. كاري كه عباس عبدي با كنار كشيدن از حزب مشاركت انجام داد و امروز اين حق را دارد به هرگونه كه مي خواهد رفتار كند. هر چند كه نقد رفتارهاي چهره هاي سياسي حق طبيعي منتقدان بر سر جاي خود باقي مي ماند .