تحلیل حوادثی که در دانشگاه امیرکبیر و در دیگر دانشگاهها می گذرد پیش از آنکه خوانشی درون متنی  را بر انگیزد نگاهی تاویل گر را می طلبد که ارتباط این حوادث٬با صورت بندی قدرت در جامعه را در پرتو روشنایی قرار دهد.هوشیاری زیادی نمی خواهد تا در یابیم گروهی در پس ظاهر ماجراها بر آنند با هر تدبیر ممکن٬فضای دانشگاه را یا به سکوت بکشانند و یا سمت و سویی رادیکال به آن بدهند تا در هر صورت دانشجویان نتوانند و یا نخواهند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت و در نتیجه نهایی آن تاثیر بگذارند.چه کسی است که نداند دوم خرداد تنها با حضور پرشور دانشجویان اتفاق افتاد و آنهایی که می دانند این شور به هر حال به سود آنها نخواهد بود از هر تدبیر ممکن برای پیشبرد اهدافشان بهره خواهند برد.با این تحلیل می توان گفت روح خاموش انتخابات٬دانشگاهها را ملتهب می کند.

ممکن است کسانی که در دانشگاه رودر رو هم صف آرایی می کنند٬ندانند کدام بازیگردان دارد بازی خود را پیش می برد و دو طرف ماجرا حرفهایی دارند که از منظر خودشان درست است ولی مسئله اصلی اصلا ربطی به این تحلیل ها ندارد.در سالهای اخیر همه مفرهایی که دانشجویان می توانند انرژی روانی شان را تخلیه کنند و یا حس مشارکت طلبانه خود را بروز دهند٬بسته شده و یا می شود و وقتی مفری وجود نداشته باشد رفتارها به ناگزیر رادیکال  می شود.این رفتار اگرچه در کوتاه مدت می تواند برای گروهی دستاورد ملموس سیاسی داشته باشد٬ولی در دراز مدت٬سیاست ورزی از نوع مدنی و قانونمند را از سکه می اندازد و همه راهها را به کوره راه خشونت می کشاند و این بازی نیست که کسی در آن فرجام پیروزمند داشته باشد.

اگر هدف واقعا رادیکال کردن اوضاع نیست٬مسئولان نهادهایی که با دانشگاه و دانشجو در ارتباط اند می توانند با صبر و حوصله با معترضان وارد گفت و گو شوند٬آنها را یا قانع کنند و یا با پذیرش دیدگاههای درست برخی از کردارهایشان را تغییر دهند.اخباری که از دانشگاهها به گوش می رسد حتی در مورد مسایل درسی و امور ساده صنفی٬مسئولان با منطق "همین که هست!می خواهی بخواه و نمی خواهی نخواه" برخورد می کنند و دانشجو  وقتی با عدم دقت برنامه ریزان درسی روبرو می شود و باید هزینه آنرا بپردازد هیچ گوش شنوایی برای شنیدن حرفهایش نمی یاب.همه چیز را در تحکم خلاصه کردن ساده ترین نوع مدیریت است ولی بهترین نوع آن نیست.از نظر آموزشی و تحقیقاتی٬بهروری نظام آموزشی را ازبین می برد و ازمنظر پرورشی نیز دانشجویان را منفعل٬افسرده و شاید پرخاشگر بار می آورد.باید بده و بستانهای سیاسی را از محیط های دانشگاهی دور نگاه داشت و حرفه ای و پدرانه به اداره امور پرداخت.در این صورت شورمندی دانشجویان بالاترین حد از امنیت ملی را تضمین می کند.