میرحسین موسوی فریاد خاموش روح ایرانی در حمایت از فرو دستان
سکوت "میر حسین موسوی" در فردای نخست وزیریش فریاد خاموشی بود که بخشی از پدیدار شناسی روح ایرانی را نمایندگی می کرد که در آن پا برهنه ها و فرودستان جایگاه برجسته یی دارند و عدالت اسم مستعاری نیست که تنها در بده و بستانهای سیاسی بکار برده شود.انقلاب سال پنجاه و هفت فرصتی به این فرو دستان داد تا به میدان بیایند و یک نظام متصلب دیر پا را به زیر افکندند و در یک جنگ هشت ساله از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کنند.زمانی که آنها بعد از اتمام جنگ و انقلاب به خانه بازگشتند دوباره به جهان فراموشی تبعید شدند و هیچکس در برابر امواج سرکش نئولیبرالیسم و تعدیل اقتصادی نتوانست مقاومت کند و روز به روز ارتش فرادستان همه میدانهای فکری و عملی را از آن خود کردند و در این شرایط اگر کسی از فرودستان سخن می گفت خود را در برابر تحقیری می یافت که با محاصره جهان کامیابانه ذهن ها را فتح کرده بود.
میر حسین موسوی سکوت کرد چرا که گفتمان فرادستان هیچ روزنه ای را باز نمی گذاشت تا کسی از آن به زاغه نشین ها و حلبی آباد ها نگاه بیاندازد و اگر کسی بر آن بود نیم نگاهی به این مناطق بیاندازد به این قصد بود که آنها را ویران کند تا بجای آن بوستانهای چشم نواز بسازد و چهره نازیبای شهرها را بزک کند.در چنین شرایطی آنکه می خواست صدای فرودستان باشد چاره یی نداشت جز آنکه سکوت کند و شاهد باشد که با خود اتکایی بیمارستانها٬ندارها حتی از مداوای بیماری خود عاجز باشند و برای یافتن سر پناه از کانون شهرها فاصله بیشتری بگیرند.موسوی چه می توانست بگوید جز آنکه در خفا به آنچه رفته است بیاندیشد و در عمل شاهد باشد به جای اقتصاد دولتی اقتصاد رانتی هم بنیان زندگی فرودستان را برباد داد و هم حلقوم اقتصاد تولیدی را آنچنان سفت فشرد که بجای آن دلالان به ثروت های بادآورده دست یافتند و تنها صدای طبقات نوخاسته از همه جا به گوش رسید.
شکست نئولیبرالیسم٬درکانون مرکزی خود و ترکیدن حباب سرمایه داری یکبار دیگر دولت را٬به دعوت سرمایه دارها٬در کانون اقتصاد قرار داده است و دولتها به قیمت کسری بودجه های عظیم که در نهایت طبقات متوسط را به قعر فقر فرو می اندازد و سپاه بی چیزان را انبوه تر می سازد به یاری سرمایه داران می شتابند تا آنها هم در زمان رونق سودهای کلان را نصیب خود سازند و هم در زمان ورشکستگی پولهای سرسام آوری نصیب خود سازند.اما این معادله به زودی فرودستان را صاحب صدا خواهد کرد و شبحی که در چند دهه اخیر به خواب رفته بود دوباره بیدار خواهد شد تا رعشه بر اندام فرادستان بیاندازد.هر چند باید زمان بگذرد تا به تمامی این اتفاق بیفتد.
میرحسین موسوی در این شرایط که هنوز اولین ضربات شلاق بحران جهانی بر اندام نحیف اقتصاد ایران با کاهش قیمت نفت فرود آمده است سکوت خود را می شکند تا بگوید گفتمان فرادستان چه با کشور کرده است.باید صدای او را بیشتر شنید و راه به این حقیقت کشید که چقدر او در دوران سکوت توانسته زبان نویی که حامل راههای تازه در حمایت از فرودستان است٬بیابد.امروز برای گلاویز شدن با نئولیبرالها که فضای گفتمانی را به تمامی فتح کرده اند باید با خلاقیت٬نوآوری و گفت و گو های مستمر هم بنیادهای لرزان نئولیبرالها را نقد کرد و هم راههای بدیل را به بشریت پیشنهاد کرد.این پیشنهاد حتما در سکوت نمی تواند شکل بگیرد و تبدیل به نیروی مادی برای تغییر جهان شود.در این اندیشه ورزی باید از یاد نبرد تساهل و آزادی تنها بستری است که می تواند فضایی فراهم سازد که خود فرودستان را به صحنه اجتماع باز گرداند تا آنها بیاموزند چگونه خود سرنوشت کشور را بدست بگیرند و همچون جنگ و انقلاب با میدان دادن به توسعه همه جانبه و وفاداری به عدالت٬زندگی را برای همه آسان کنند.منتظر می مانیم تا ببینیم سکوت طولانی موسوی تا چه حد بر خود آگاهیش افزوده است و او تا چه حد حرفهای تازه دارد. می ماند گفتن این نکته که من بعنوان روزنامه نگار بارها با او در دوران نخست وزیریش پیرامون مسایل هنری گفت و گو کردم و از او جز تساهل٬دانش٬فروتنی و متانت چیزی ندیدیم که در اینجا در جهت روشنگری قابل گفتن باشد.
دیگر چهره ها :خاتمی(+) -احمدی نژاد( +)
*در روزهاي آينده درباره كروبي ٬قاليباف و ديگر نامزدهاي احتمالي مطالبي قلمي خواهد شد.