خاتمی روحی عاصی که از عصیان می گریزد ولی دریا را طوفانی می کند
محمد خاتمی آن کانون محوری است که در آن همه تناقض های روح ایرانی به وحدتی شکننده و لرزانی می رسد که امکان کوچکترین تحولی را از فاعلش می رباید.این چهره آشنا که صداقتش غبطه برانگیز و مهربانی اش با جهان بی شائبه است نه بی عملی را بر می تابد و نه کنشی را به فرجام می رساند که هزینه بر باشد.او اهل تامل است و با تردیدهایش می زید.در او مطلق گرایی جایی ندارد ولی در همین جاست که از خود یک مطلق می سازد. روحی عاصی که ازعصیان می گریزد و روحی آرامش طلب که ناخواسته در هر آرامشی تلاطم در می اندازد.
داوری در مورد او با مولفه هایی چون شجاعت و یا هراس پیش از آنکه ناعادلانه باشد خطا درتحلیل است٬او نظام جمهوری اسلامی با همه وجود می طلبد و به آن کاملا وفادار است.من چهارده سال در کیهان خبرنگار بودم و او سرپرست این موسسه بود و بعنوان منتقدهنری و خبرنگار چالشی پس پی گیر با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتم که خاتمی وزیرش بود.در تمام این سالها وفاداری به این انقلاب در او با گوشت و پوست خود احساس کردم همانگونه که تعلق عاطفی و عقلانی اش به آزادی و تساهل را در همه گفتارش در آن سالها می توانستم رد یابی کنم. اما برای او انقلاب و آزادی همپوشانی داشتند و دارند.او معتقد است بدون تساهل و بردباری نمی تواند داوم وقوام نظام را تضمین کرد و اگر در بسط آزادی می کوشد بخاطر جانبداری از جمهوری اسلامی است و بس
تمام مشکلی که خاتمی در طول هشت سال رئیس جمهوری اش با آن روبرو بود یافتن تقاطی بود که تقویت نهادهای مدنی منجر به پایداری نظام جمهوری اسلامی شود٬اما نتوانست این تقاطع را به گونه ای تعریف کند که هم کانون قدرت از آن نهراسد و هم فعالان اصلاح طلب آن را بپذیرند.هر جا که احساس می کرد ایستادگی منجر به ضعف نظام می شود عقب می نشست و از سوی دیگر حاضر نبود به دلیل تعریف روشنفکرانه که از خود دارد وارد چانه زنی های سیاسی و بده و بستانهایی مرسوم بشود که با اصول اخلاقی اش همسازی نداشت و ندارد. هر چند که گاهی سکوت و انفعال در برابر یک رویداد از همین منظر غیر اخلاقی تلقی شود.
اکنون که خاتمی وارد میدان پر بلای انتخابات شده است باید به این پرسش پاسخ دهد چقدر می تواند با ماندگاری در تقاطی که به آن تعلق دارد ضمن حفاظت از نظامی که به آن سخت وفادار است حداقلی از آزادی را تضمین کند و گامهایی جتی کوچک اصلاحات را به پیش ببرد .سکوت در این مورد می تواند زیانهای جبران ناپذیری به هر دو سوی ماجرا یعنی هم به نظام و هم به آزادی بزند. خاتمی را تنها باید از کانونی مورد نقادی قرار داد که جهان را می نگرد و دست به اقدام می زند. اگر این کانون را پذیرفته نشود هر تحلیلی او را در صندلی اتهام می نشاند ولی نمی تواند در تصمیمگیرهایش تاثیر بگذارد . +
*در روزهاي آينده در باره كروبي ٬قاليباف ٬موسوي و ديگر نامزدهاي احتمالي مطالبي قلمي خواهد شد.