سازمانها را نگاهی بیاندازید٬خیلی زود در خواهید یافت در این سازمان روش ها و مناسباتی حاکم است که بزدلی٬دروغ گویی و کاهلی را با سرعت نور رواج می دهد.در مورد کارکنان فرودست٬همیشه شبح تعدیل را بر سر آنها نگاه می دارند تا غم نان نگذارد آنها بیاندیشند برای انسان بودن باید شجاعت خود بودن و خلاقانه زیستن را در خود پرورید و زندگی در جبن و هراس مرگیست که رسما اعلام نمی شود.در میان فرا دستان هم غم از دست دادن دست مزدهای کلان و داشتن امتیازهای رنگارنگ از آنها بزدلانی می سازد که به هر چیز می اندیشند جز به وظیفه ای که بر عهده دارند.آنها مدام مراقبند گافی ندهند٬اشتباهی نکنند که منابع قدرت را برنجانند.حال در این میان سازمان به تباهی برود و اهداف رسما اعلام شده تحقق نیابد٬خیالی نیست.

آنها حتی برای فرستادن و آوردن فرزندانشان به مدارس از خودروهای اداری بهره می گیرند و حتی برای خرید سبزی خانه شان از کارمندان بهره می برند و مدام مشغول میهانی دادن اند و آنهم از بهترین رستورانهای شهر برای انباشت رفقایی که در روز مبادا به دردشان خواهد خورد.وقتی پای دادن حق قانونی یک فرو دست به میان می آید٬آنچنان از حفاظت از اموال عمومی و رعایت قانون سخن می گویند که مخاطب باورش می شود راست می گویند.در نظامهای اداری انجام یک تخلف ساده اداری و آنهم به ناگزیر تنها برای بی قدرتها پیامد مرگبار در پی دارد و آنهایی که به منابع قدرت وصلند هر کاری برایشان مجاز است٬جز جسارت در انجام خلاق ماموریتی که برعهده دارند.

در ماههایی که اصلاحات تازه به پیروزی رسیده بود٬با بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب در مورد دموکراسی سازمانی و تاثیر آن در رهایی از تصلب دیر پای استبداد گفت و گو انجام دادم و یادداشتهای بسیاری در روزنامه ایران٬اعتماد و... قلمی کردم٬ولی هیچکس این رویکرد را جدی نگرفت و نه تنها کارکنان عزتی نیافتند بلکه کوچکترین نقد سرکوب شد و اوضاع حتی بدتر از گذشته شد و امروز که کار در دست اصول گرایان افتاده است آنها زمین مساعدی را برای تنگ نظری و خاموش کردن هر صدای مخالف یافته اند و سازمانها را از خلاقیت٬نقادی و بهره وری قابل قبول تهی کرده اند. سازمانی که از روابط متصلب آکنده است چطور می تواند فاعل آزاداندیشی و تبدیل توده ها به شهروند مسئول باشد.در جناح اصلاح طلب هر کس می خواهد نامزد شود چه خاتمی٬چه موسوی و چه کروبی باید به این پرسش پاسخ دهند که:"می خواهند با بیماری بزدلی٬دروغ گویی و کاهلی چه بکنند و آیا مدیرانی می توانند با تساهل و آزاداندیشی پایه های نقد را در سازمانها ترویج کنند و واژه های شوم فرا دست و فرو دست را حذف کنند و از این طریق دمکراسی سازمانی را بنیان بگذارنند؟" اگر این مهم را انجام ندهند باز مثل سابق شکست خواهند خورد٬حال هر کس رئیس جمهورشود.