جورج بوش ضد قهرمان٬مراسم تحليف اوباما را پرشكوه ساخت
مراسم شگفت انگیز و بزرگی که جامعه نمایشی در امریکا برای آمدن اوباما و رفتن بوش برپا کرده بود یکبار دیگر نشان داد بشر همچنان بّه آئین های خیره کننده نیاز دارد تا این توهم همچنان باقی بماند که همیشه نجات دهنده ای از راه خواهد رسید و جهان به شدت شرور را تبدیل به جهان رویایی سازد٬انسانهایی که در وجود رئیس جمهوری سیاه٬امیدهای برباد رفته خود را باز می یابند بدست واقعیت انعطاف پذیر شکست خواهند خورد و نا امیدی همچنان جانها را تسخیر خواهد کرد.هيچكس در اين ميان نمي داند نه اين و نه آن است که امريكا را پيش مي برند٬بلكه آنها به نمايندگي از كساني اين نقش را بر عهده مي گيرند كه قدرت واقعي دارند ولي آن را به نمايش نمي گذارند.
آنکس که این جمعیت عظیم را گرد آورده بود بوش بود نه اوباما٬او بود که نماد بحران ها شد.از جنگ در عراق تا انفجار مشکلات مالی که زندگی بسیاری را بر باد داد٬او وقتی به اتفاق همسرش سوار بالگرد شد تا به تگزاس برود تا در فراغت به هشت سالی بیاندیشد که پشت سر گذرانده است٬هشت سالي كه او را موضوع نفرت كرد٬اگر تاريخ را خوب خوانده باشد٬شاید این نکته را بخوبی بداند اولین ناکامی که اوباما بناگزیر در پرونده اش ثبت می كند این است که مردم حسي را که در باره او دارند بتدريج از دست خواهند داد و مثل ريگان و نيكسون بخشي از تاريخ خواهد شد.تاريخي كه جنايت را به فراموشي مي سپارد و جنايتكاران را بخاطر دهشت آفرينان تازه مي بخشد.
اما گوهري كه در اين مراسم تلالو مي كرد و هيچكس تلالوي آنرا نمي ديد آن است كه چرخش قدرت و جابجايي افراد در يك سيستم ماندگار است كه اجازه نمي دهد نفرت آنچنان فربه شود كه روزگاري تبديل به انفجار مهيب شود٬دمكراسي پيش ازآنكه شيوه اي براي مشاركت مردم باشد راهي براي تخليه رواني آنهاست كه حل مشكلات را در بيم و اميدهايي جابجا شونده بجويند.ترديدي نيست هيچ دولتي عصاي معجزه گري ندارد كه مشكلات را حل كند.حل هر مشكل مشكلي ديگر را پيش رو مي گذارد و هر كس ظرفيتي براي رودررويي با مسايل دارد و چرخش قدرت به ظرفيت تازه ميدان مي دهد.براي رسيدن به دمكراسي ناب كه مردم خود سرنوشت خود را بر شانه هايشان بگيرند٬بشر بايد بيش از اينها جلو برود و بتواند حداقل رفاه را براي همگان تضمين كند.تا آنروز بايد از همين مقدار دمكراسي دفاع كرد و در تداوم آن كوشيد.