بیماری شفا بخش است اگر کمی دورتر نگاه کنی
*بیماری شفا بخش است ٬خود را در اوج ضعف تماشا می کنی ٬در می یابی تا قوی نباشی٬تانتوانی سرپای خود بایستی نمی توانی کسی باشی ٬زندگی ات را بسازی . وقتی در بیماری هم ناچاری روی پای خو دبایستی معنای استقلال را می فهمی .بیماری نشان می دهد جهان چیزی نیست جز آنچه در ذهن تو می گذری و ذهن بیمار جهان را واقعی تر می بیند.انسان موجود بسیار تنهایی است.
*بیماری معجزه وار حس گالیله بودن را در من بیدار کرد چرا که وقتی سرگیجه داری همه می گویند جهان ایستاده است نترس ٬اما من می خندم چون تنها بیماری حقیقت چرخش زمین را به حس ات منتقل می کند و من چرخش زمین را به دور خودش حس می کنم . بیمار هم تنها به دور خود می چرخد و بس٬چون زمین ٬خورشید - بخوانید دیگران - چیزی اضافی است.
*وقتی بیماری آنهم روحی در می یابی زندگی چیزی نیست جز مقدارکمی دوست داشتن و دوست داشته شدن و حجم زیادی از نفرت های بی دلیل.آنهایی که می خواهند خشمت را بیدار کنند تا بمیری و دیگرانی که با مهرشان آبی بر آتش خشمت می ریزند.باور کن آنهایی که واقعا دوستت دارند آنهایی نیستند که می پنداشتی دوستت دارند. کمی دورتر را نگاه کن
*بیماری واقع بین می کند آدمی را٬معجزه در آمدن و یا رفتن این و یا آن نیست٬اوباما معجزه ای در آستین ندارد٬هیچکس ندارد.سرمایه داری در بحران ساختاری است و تنها می توان ظواهر بیماری را کاهش داد. این هم هنر کمی نیست. باید دید اوباما این هنر را دارد.بیماری و فاجعه می تواند یکباره بیاید ولی به تدریج درمان می شود .اصلاحات در ایران شکست می خورد چون از یاد می بریم بیماری جز با صبوری و بتدریج درمان نمی شود و هر شتاب بیمار را بجای درمان می کشد.آنهم وقتی کسانی بخواهند از ضعف بیمار آنچه نتوانسته بوددر گذشته بدست بیاورد فرا چنگ آورد .این را از پزشکان حاذق بپرسید که اهل تشخیص اند.تندروها در سیاست همین کسانند در زندگی جمعی