باور کنید آمدن لاریجانی و رفتن حداد عادل حامل هیچ معجزه ای نیست
گفت و گوی عبدی و حجاریان ناخواسته پرتو جدیدی بر تحولات جامعه می تاباند و نشان می دهد بخشی از نخبگان کشور خود ر ا در کوچه بن بست می یابند و برای پرسش چه باید کرد هیچ پاسخ مشخصی ندارند و به این اعتقاد رسیده اند باید دور از ساخت قدرت ضمن تحلیل شرایط منتظر بود تا مفری در جهان بی مفر رد یابی شود تا بتوان کاری انجام داد.این بی پاسخی اما در نزد گروهی دیگر که نمایندگی آنرا محمد قوچانی بر عهده دارد به گونه دیگر واتاب می یابد که از اعماق پدیدار شناسی روح ایرانی منطق خود را می گیرد .
یادداشت های قوچانی حکایت غریبی است.او مثل کاشف معادن طلا هر روز در گفته ای٬ اعلام سیاستی و رفتن این ویا آمدن آن رگه ای از معجزه ای می یابد که می تواند یک راست ما رابه شهر رویایی لیبرالیسم و خصوصی سازی ببرد و در آنجا آزادی و رفاه بلافاصله تقدیم شور بختانی شود که در دل تاریخ همیشه منتظر معجزه ای بودند و ازبخت بداین معجز ه هر بار که در عمل تحقق یافت تبدیل به کابوس شد.رفتن حداد عادل از ریاست مجلس و آمدن لاریجانی هیچ معنای مشخصی جز آن ندارد که در در محافل پشت پرده یکی بهتر از آن دیگر توانسته افراد ذینفوذ را قانع کند. ولی آیا مجلس خواهد توانست با ریاست لاریجانی دولت نهم را رام کند و کسری عقلانیت موجود را جبران کند.
بی تردید این اتفاق نخواهد افتاد٬ نه اینکه لاریجانی و یارانش بخواهند و در عمل نتوانند٬بلکه اصلاآنها این خواست را ندارند.تا چند ماه دیگر همه خواهند دید هیات رئیسه مجلس حدید بیش از گذشته با دولت همسازی خواهد کرد٬ملاقات احمدی نژاد و برادرش با ر ئیس جدید مجلس نشانه روشنی از این آینده است .البته اگر در دوره هفتم این همسازی بدون چشم داشت مشخص سیاسی انجام می شد٬امروز این کار ضمن داد و ستد های سیاسی انجام خواهد شد که سیاستمداران ورزیده در انجام آن تبحر دارند و افراد فرهنگی که تازه لباس سیاست را بر تن کرده اند در این مورد ورزیدگی کافی از خود نشان ندادند.این تفاوت اما اگر در صورت بندی توازان قدرت در جناح اصول گر ا و یا محافظه کار و یا هر اسم دیگر تاثیرات مقطعی بر جا بگذارد در روابط بین حکومت و مردم هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و هیچ معجزه ای جز تداوم وضع موجود رخ نخواهد داد.
همانگونه که گفتگوی دو فقیه در مجلس منتج به هیچ نتیجه ای نشد ٬اعلام رویکرد جدید در مورد اصل چهل و چهار قاون اساسی هیچ چیز را در مناسبات واقعی قدرت تغییر نداد.جابجایی حداد و لاریجانی هم در عمل آن معجزه ای نخواهد بود که سرمقاله نویس شهروند همیشه بدنبال آن است و هرگز به آن نمی رسد. مفاهیمی چون راست بنیاد گرا٬تند رو ٬ محافظه کار چون نسبت مشخصی با واقعیت ندارند و باری به هر جهت از یک گفتمان دیگر بر واقعیت از نوع دیگر تحمیل می شود بجای آنکه نوری بر تاریکی بتاباند فضا را تاریک تر بر جا می گذارد.
اما مردم راه حل خود را یافته اند.دانشجویان ٬کارگران ٬زنان و...با فاصله گرفتن از صورت بندی قدرت در حوزه های مشخص و با اهداف ملموس به شدت مشغول فعالیت اند و همین فعالیت است که در رابطه دیالکتیکی با نا کارآمدی ها و ناهنجاری خیلی زود مفری در جهان بی مفر خواهد گشود.آنهایی که بدنبال چه باید کردند باید این حوزه را در یابند.هر چند در این حوزه معجزه ای رخ نخواهد داد ولی با صبوری٬سخت کوشی و ایستادگی می توان قدم به قدم جامعه را به خود آگاهی فراخواند و کسری عقلانیت در ساخت سیاست را جبران کرد.