کدام مبارزه ٬همه ما قاتل محیط زیستیم
نمی نویسم از محیط زیست ٬معترض نمی شوم به قطع درختان .خنجر نمی کشم بر کشتار حیوانات وحشی.هر بار به اطرافم خیره می شوم. مبل٬میزو کمد و هر چیز چوبی را می بینم از خود می پرسم اگر من مصرف کننده روی مبل ننشینم ٬اگر از میز و کمد چوبی استفاده نکنم . لااقل هر سال مدلشان را عوض نکنم اینهمه درخت قطع خواهند شد.آنی که بخاطر لذت شکار حیوانات دست به کشتار می زند به همان اندازه مقصر است که من روی میز چوبی دارم این یادداشت را می نویسم.
تاانسان نوع نگاهش را تغییر ندهد.تا زمانی که ما رابطه دیالکتیکی بین زندگی بلاواسطه خود و محیط زیست بر قرار نکنیم ما بعنوان مدافع محیط زیست همان اندازه نظام سرمایه داری را فربه می کنیم که کاراتل ها٬کمپانی های چند ملیتی و دولتهای غیر مسول این کار را انجام می دهند.ما بعنوان مدافع محیط زیست به همان اندازه از افزایش شمارگان روزنامه ای که کار می کنیم خوشحال می شویم که یک کارخانه بزرگ از افزایش تولیداتش.مگر تعداد بیشتر شمارگان به معنای افزایش قطع انبوه درختان نیست.در یک معنا همه ما قاتل محیط زیستم. ٬
الان همه ما دوست داریم فقرا مثل ثروتمندان مصرف کنند و اینهمه بی عدالتی از بین برود.اما اگر این اتفاق بیفتد در مدت کوتاهی طبیعت نابود می شود.پس چه باید کرد. من هنوز بدیلی بر اینهمه فاجعه نمی شناسم. ولی می دانم تا نظام سرمایه چرخه جهنمی مصرف بیشتر را هر روز پرشتاب تر می کند طبیعت روز به روز نابود می شود و دادن جایزه به فعالان محیط زیست یک نوع بی خبری مضاعف را بر می انگیزد. چرا ما از ریشه ها غافل می کند.ریشه هایی که در خوی و منش خود انسان نهفته است.درنظام سوداگرانه که حتی رفتارهای معترضی را تبدیل به کالای یکبار مصرف می کند.امامن معترض طرفداران محیط زیست نیستم.لااقل آنها به یادمان می آورند که نوع زندگی مان خود ویرانگر است٬برای تغییر نوع زندگی مان نیاز به مبارزات رادیکالی داریم که هنوز مولفه هایش را نمی شناسیم و برای دستیابی به آن باید آنرا اختراع کنیم .آیا این اختراع انجام خواهد شد.جواب را باید از آینده بگیریم.