غول خفته تورم وقتي بيدار مي شود هيچ روزنه اي را به روي خود بسته نمي گذارد. هر دري را به روي اش ببنيد از پنجره راهي به بيرون پيدا مي كند و كالايي را گران و گرانتر مي كند ،يك روز بسراغ مسكن مي رود ،روز بعد بر شانه هاي خودرو، سكه و هر كالاي با دوام ديگر سوار مي شود. اگر كالاي با دوام نيابد بسراغ گوشت برنج، مرغ و پنير، پودر شوينده و... رفته زندگي را براي شهروندان تباه مي كند.

دولت قدم به قدم اين غول را تعقيب مي كند و با هر تدبيري ضريب رشد گراني اين كالا و آن كالا را كند مي كند. اين تعقيب و گريز تا كجا ادامه مي تواند بكند.تا كي بايد درآمدهاي نفتي را سرريز بازار بزرگ مصرف كرد كه اشتهاي سيري ناپذيري دارد. از استانها خبر مي رسد چاي ،قند و شكر ناگهان ناپديد شده اند وبزودي نرخ آنها بسمت بالا خواهد تاخت. همين مدتي قبل در رسانه ها خبر دادند كه آنقدر شكروارد كشور شده است كه براي نياز چند سال كشور كافي است.پس اين مسئله نشان مي دهد كه مشكل در طرف عرضه نيست كه باوارادت بي وقفه بتوانيم آنرا حل كنيم . مشكل در انبوه نقدينگي است كه راهي براي حفظ خود مي جويد و به هر طريق ممكن آنرا بدست مي آورد.

حتي اگر اين اقدام نتيجه بخش باشد آيا مجازيم منابع كشور را صرف مصرف امروز كنيم و يك صعنت فرسوده كه نياز به بازسازي گسترده دارد به هرحال خود رها كنيم. آيا اين حق را داريم كه توسعه زير بناي كشور مثل توليد برق و اصلاح شبكه تامين آب و حفاظت از خشك سالي ،تامين انرژي حرارتي كشور و هزار مسئله ديگر را رها كنيم و تنها به مسايل روزمره بپردازيم. خاموشي ها ي گسترده برق و ضرورت جيره بندي آب آيا كافي نيست ما را ترغيب كند كه منابع را به سمت امور زير بنايي و طرحهاي عمراني سوق دهيم. آيا تورم را بايد به حال خود رها كرد. حتي اگر بخواهيم اين كار غير ممكن است.دولت قبل از هر چيز بايد خود را كنترل كند تا از سرريز پول به جامعه خود داري كند و از سوي ديگر تمهيداتي را بيانديشد كه نقدينگي ضمن حفظ ارزش خود طوري ساماندهي شود كه به  توليد ثروت شتاب  دهد .

در چنين شرايطي كاهش نرخ سود بانكي بجاي جذب پول توسط بانكها اين تمايل را در صاحبان پس اندازهاي كوچك بوجود مي آورد كه موجودي خود را از بانكها خارج  و تبديل به كالا كنند و با اين اقدام تورم را چاق تر سازند. تا زماني كه دولت به فرمولهاي شناخته شده اقتصادي تن ندهد و در شرايط بحراني همچنان تن به  ابداعهاي آزمايش نشده بدهد تمام انرژي و خلاقيت دولت صرف تعقيب و گريز با نقدينگي مي شود كه هر جا مي رود ويراني و فقر بر جا مي گذارد. مشاوران رياست جمهوري اگر به بازبيني پيش بيني ناپذيري اقدامات شان بپردازند در خواهند يافت بجاي در صندلي اتهام نشاندن منتقدان بايد به رويه هاي شناخته شده برگردند تا لااقل در سال آخر دولت بتوانند راي دهندگان را قانع كنند كه مي توانند به تصيح اشتباه خود بپردازد. هر كاري جز اين بجاي حل بحران آن را فربه تر مي كند  

* يادآوري اين نكته بجاست كه دولت احمدي نژاد مشكلات ساختاري موجود در نظام اداري را به اوج رساند. اگر تا قبل از اين دولت در خفا كارشناسان به هيچ گرفته مي شدند امروز در آشكار اين انكار جار زده مي شود. بي ترديد بحران ساختاري اقتصادي تا قبل از اين دولت وجود داشت ولي اين بحران امروز به غايت منطقي اش رسيده است . امروز از دولت موجود سخن مي گوئيم چرا كه كليد حل مشكلات دست اين دولت است نه نزد دولتهاي پيشين . 

*این خبر را هم بخوانید که از تورم بالای پنجاه درصد در مواد غذایی سخن می گویند