مرد:
چرت می گی٬ تو عدد این حرفها نیستی. مثل بختک افتادی دنبال من که چه بشی؟ می گم خاطرتو می خوام٬ می گی زپرشک. می گم همه چیز منی٬ می گی خفه شو. می گم دلم برات می ره٬ می گی مرده شور دلتو ببرن. می افتادم سینه قبرستون٬ راحت می شی ها! کی می ره از کله سحر تا بوق شب سگ دو بزنه یک لقمه بزار توسفرت؟ ها؟ رخت و لباس بچه ها رو بخره؟ هیچی نخواد جز اینکه شب راحت بکپه و این تن لامعصب اش رو از بار خستگی سبک کنه تا بتونه باز آجر روی آجر بذاره؟ نمی خوای. هوار می کشی٬ یه روز٬ دو روز٬ هزار روز. یک دقیقه٬ دو دقیقه٬ برو روز هزار دقیقه. لامصعب٬ پفیوز....منم آدمم. دل دارم. مریضم. خستم. بی کس و کار؟ منم بی کسب و کارم. دلم می خواد دور و برم پرخنده باشه. هر کس رو می بینی می گی اون آدمه٬ تو نیستی! اون آقاست ٬تو... منو انداختی روی تخت راحت شدی. برو شوهر کن. خدا نصیبت یک آدم بکنه. من که از آدمیت هیچی نفمیدم٬ چرا اینجوری زل زدی به من؟ چرا نمی میرم راحت شی؟ می شی. بخدا راحت می شی. همه چیز مال تو. یک تیکه کفن برای من بسه. ننه به دادم برس دارم خفه می شم!
زن:
بخدا خاطر تو می خواستم. چرا رفتی؟ چرا بجه هامو یتیم کردی؟ می دونم از دست من راحت شدی. می دونستم دق مرگت کردم. حالا چکار کنم؟ کدوم مرد می آد یک لقمه نون بزاره توی سفره بچه هام؟ چکار کنم؟ رخت بشورم؟ با این پسره چکارکنم؟ از صبح تا شب صداش رو سرشه تو خونه. از بس همسایه ها ریختن آرموش کردن بی آبرو شدم. چقدر تو بودی آروم بود. تو که رفتی شد زلزله٬ شد آئینه دق. بریدم! دختره بدبختو به آن سرفه هایش برداشتم زدم به کوه٬ زدم بیابون. اما من ِمادر تقاض چیو پس می دم؟ پسره هم خودشو ناکار کرد و هم جوون مردمو. خاک عالم بر سرم که ندونستم جواهر بودی ٬ آقا بودی. این درد بی پیر افتاده تو کلیه ام. می گن دیر اومدی. الان هم که اومدی پول نداری. دیگه تحمل این زندگی رو ندارم. اما این دخترو چیکار کنم؟ خدا خودت به دادم برس!
دختر:
فکر می کنن خوابم. من که خواب ندارم. دارم می میرم٬ درک! بی داداش٬ بی بابا و بی مامان می خوام چیکار کنم؟ من که عروسک دارم نازش کنم. بزرگ بشم. برم زن یکی بشم هم اونو بدبخت کنم و هم خودمو. بعدم بیفتم دق کنم بمیرم. خوب الان بمیرم راحت تره. به قول بابایی بی خرج تره. بیفتم توی خیابابونا گدایی کنم. جواب اون پدر بدبختمو چی بدم؟ می گفت من از صبح تا شب آجرروی آجر می ذارم شما گرسنه نمونید. شما هم نمی خورید. آخه بابا با اینهمه داد و بیداد چیکار کنم. چطوری بخورم. وقتی همه لقمه ها زهرمار می شه. مامانی؟ چرا جای داد و بیداد نمی گی چه دردی داری؟ درد امونتو بریده٬کم می آری. داد می کشی. می گی دکترا گفتند اگر بخوان کلیه اتو عمل کنند کلی خرج داره. ما که بیمه نیستیم. از کجا بیاره؟ مرده غصه می خوره و بعد می افته می میره. مگه نیفتاد نمرد؟ لااقل می دونست چقدر خاطرشو می خواستی. بسش بود. می گفت توی دنیا همینو می خواست که تو دوسش داشته باشی. بدبخت بابام آرزو به دل مرد٬ مثل خودت ...
زن همسایه:
آقا ترو خدا بگذارید النگو تو دستش باشه. داداش بدبخت اش توی ظل آفتاب گوشفیل فروخت تا یکبار هم شده خواهرش خوشحال شه. می دونی اون سرفه های بی پیر امانشو بریده بود؟ می خواست خوشحالش کنه. خودم کم درد و رنج دارم باید غصه دیگرون دق مرگم کنه؟ کوبیدم اومدم بهشت زهرا تا این دختر تنها نره. بی خیال لااقل راحت شد. یه روز من بیوه. من بدبخت هم می افتم می میرم. خدایا بچه هام چی می شن؟
گور کن:
خدا نزار به حساب من. دختره هیچی نداره. یک النگو حق اونه. دختره تو اون دنیا النگو را می خواد چکار؟ خدایا توبه. خدایا...
زن گور کن:
مرد خجالت بکش. ما نون آبرومونو می خوریم. اگه بفهمن چی می شه؟ خدا ذلیل ات کنه که منو ذلیل کردی...
دختر گور کن:
خدایا باز داد و بیداد. آخر دق مرگ می شن. خدایا خودت آرومشون کن. خوش به حال دختره. کاش بجای النگو می افتادم کنارش و یک عالمه تا قیامت می خوابیدم!
.....