بگذارید بی پرده و شفاف با شما سخن بگویم و بر این نکته انگشت بگذارم که خوشحالم که دست روزگار نگذاشت شما رئیس جمهوری بشوید. شاید از این سخن من حیرت بکنید و بگوئید: " آنهمه ترغیب و تشویق برای رای دادن به شما با این حرف چه سنخیتی دارد و چگونه می توان این نازسازه ها را باهم آشتی داد؟ اگر نمی خواستید رئیس جمهور شوم٬ چرا اینهمه تلاش کردید و نوشتید؟ " پاسخ تان را خواهم گفت برادر مهربانم. ولی این نکته را قبل از هر چیز لازم می دانم بگویم که باید به رویدادها فارغ از آنچه در فوریت لحظه ها ضروریست نگریست و دانست هر رویدادی درست است که در روال عادی امور گسست بوجود می آورد٬ ولی منطق خود را از فرایندی می گیرد که به شدت متاثر از تاریخ و سطح آگاهی ممکن در جامعه است. حضورتان و حمایتی که برانگیخت با گسست از درک عادت شده ما از جامعه٬ تاریخ کشور را یک گام به جلو کشاند. سطح آگاهی ممکن را بالا برد و امروز دیگر هیچ چیز دیده نمی شود مگر در پرتو این رویداد. با این نگاه تا اینجا ما پیروزی را بدست آورده ایم و در مقابل بدست آوردن نظام اجرایی کشور آنقدر عظیم است که از دومی به راحتی می توان صرفنظر کرد. قطره ای در مقابل اقیانوس. همان صرفنظر کردنی که بیست سال سکوت را بر شما شیرین کرد.
اگر دوباره بر گردیم به چند ماه پیش و پیشاپیش بدانیم چه رویدادی در انتظارمان است باز از شما درخواست می کردم که آن کنید که کردید و خود همان می کردم که انجام دادم. نمی دانم چرا این روزها این جمله امام (ره) که شما سخت شیفته اش هستید و اگر قدمی بر می دارید برای اعتلای راه اوست در ذهنم می پیچد که " ما مامور به تکلیفیم نه به نتیجه " ؟ بله! پیامد رویدادها از کنترل ما بیرون است ولی اگر اعتلای میهن مان را دوست داریم و اگر به ارزشهایی که از انقلاب سال پنجاه و هفت برآمد و در ذهنها نقش بست وفا داریم باید همان رفتاری را در پیش می گرفتیم که درماههای اخیر بدست من و شما شکل گرفت. ما می خواستیم بدون خشونت و با بر انگیختن شور و شعور مردم راه اصلاح را بگشائیم. بحرانهای بی دلیل را رام سازیم. اقتصاد ملی را از مصرف ویرانگر به سمت تولید خلاق سوق دهیم. دولت فرهنگی را شکل دهیم که انسان بماهو انسان را تکریم می کند. برآن بودیم که کارآمدی و شوق و ذوق کار کردن را در جانها برانگیزیم و استقلال و آزادی را در پرتو جمهوری اسلامی نهادینه سازیم.
می دانم که شما مصداق این جمله شهید بهشتی اید که " شیفته خدمتید و نه تشنه قدرت " و به این دلیل حق دارید از اینکه تکلیفی که بنا بود بر دوش تان گذاشته شود٬ تکلیفی سخت و ناممکن رهایی یافتید٬ خوشحال باشید. شما حس می کردید تکلیف شرعی و تاریخی تان ایجاب می کند که این بار را بر دوش بردارید و با همه وجود و بعد از بیست سال سکوت٬ برای انجام این تکلیف قدم به میدان گذاشتید و تقدیر نبود که این مهم به سرانجام برسد. می دانستیم که با یک نظام اداری فرسوده٬ سوداگر و تا بن دندان بی انگیزه و رانت طلب نمی توان به سادگی برای فرودستان کاری کرد. شما هم این توانایی را ندارید که کارهای انجام نشده را انجام شده جلوه دهید. پس خوشحالم که هم کاری که بر دوش دارید بدست خودتان به زمین گذاشته نشد و از سوی دیگر امروز شما به دلیل آنکه دلهای مردم به خصوص جوانان با شماست فرصت خواهید یافت مبلغ ارزشهایی باشید که عدالت و آزادی را می جوید و آن را در پرتو یاد محبوب ازلی دست یافتنی می داند.
حال ما می مانیم با آنی که نظام اجرایی را در دست دارد. بگذاریم بذری را که خود کاشته است خود هم درو کند. امروز همه نهادها تنها یک صدا را واتاب می دهند و هیچ صدایی غیر از آن شنیده نمی شود پس بهانه ای وجود ندارد که بگویند نگذاشتند. از امروز دیگر نمی شود مدام به گذشته رجعت کرد و تقصیر را به گردن این و آن انداخت. باید بنشینیم و تماشا کنیم یک اقتصاد غیر مولد و بحران ساز را بدون کمک و حتی نقد فعال منتقدان چگونه می خواهند اداره کنند و خیلی زود زمان خواهد گذشت و دیکته ها نوشته خواهد شد و ما نظاره خواهیم کرد به دیکته ها و نتیجه رویدادهای اخیر را ردیابی خواهیم کرد. بدون آنکه سهمی در غلط ها داشته باشیم. بدون آنکه تکلیفی بر دوش مان باشد که بگوئیم این راه غلط است و یا درست. ما هر آنچه می توانستیم٬ کردیم.
اکنون تنها وظیفه ما این است که نگذاریم موج رنجیدگانی که به شما رای دادند نامید شوند. ما باید مدافع صبوری و اقدام درستی باشیم که زمانه اقتضا می کند و هر اقدام احساسی و برآمده از هیجان و خشم را پس بزنیم تا زمانی که نتیجه عملکردها روشن شد٬ کسانی باشند که دوباره آنی کنند که یک قرن است برای دستیابی به آن بی تابیم. کسانی تاریخی می اندیشند و هیچ چیز نا امیدشان نمی کند و بر مواضع حق شان استقامت می ورزند و هم راز سکوت مقدس را می دانند و هم راز به موقع عمل کردن را و در هر دو رضایت خدا و مردم را می طلبند و بس. خوشحالم که داوری ام از شما که در طی سی سال شکل گرفت امروز درستی اش را در قلبهای بسیاری حک کرده است. کامتان همیشه از یاد محبوب شیرین باد٬ که همه پیروزی ها و شکستها تنها در پرتو رضایتش معنا می دهد و بس.