ما داریم ناپدید می شویم. ما داریم نقش تاریخی خود را از دست می دهیم. ما داریم در برابر قدرت رویدادها بی صدا می شویم. ما داریم مرگ اصلاحات را می بینیم. ما داریم صدای خشونت را بی پرده ترین صورتش می شنویم. ما داریم بازی تن و شمشیر را می بینیم بدون آنکه بتوانیم بین آنها فاصله ایجاد کنیم. ما داریم بی جان شدن جسم هایی را می بینیم که تنها برآنند جهان تنها کمی شبیه رویاههای شان شود. ما داریم کم می شویم. ما همانهایی هستیم که سالها همه تحقیرها ٬ستم ها و بی عدالتی ها را تاب آوردیم تا ذره ذره میهمن مان را به سمت توسعه ماندگار سوق دهیم. ما می خواستیم به ناشایسته ها٬به مدیرانی که تنها شایستگی شان مدارک قلابی٬ذهنی تهی از دانش و خودی بودن است و بس بگوئیم همه چیز مال شما. همه مناصب ٬همه پاداش ها ولی صدای مارا که هیچ نداریم جز رنج مان بشنویید. نخواستند بشنوند و نمی خواهند بشنوند.
می خواستیم بعد از انقلاب و جنگ و یک تجربه عمیق و در اداره امور با اصلاحات و همگام شدن با کسانی که همگامی ما را بر نمی تابند و به هزار زبان حضور ما را مخل رانت طلبی و بیهودگی اعمال شان می دانند جامعه را از عصر قهرمانی و شجاعت به عصر ساختن و آباد کردن و گفت و گوهای مدنی گذر دهیم. برای تحقق این خواست ذره ذره آب شدیم. ستم را تاب آوردیم و باز لبخند زدیم. اما دیگر کسی نمی خواهد بشنود . خشونت دارد جای ما را می گیرد. حذف دارد جای گفت و گو را می گیرد. ما داریم در دو راهی انتخاب دیگر قرار می گیریم. انتخابی که انتخاب ما نیست. دارند ما را حذف می کنند. دیگرداریم حد تحمل خود را از اینمه عملکردها و گفتارها بی محتوا از دست می دهیم و این درست لحظه ایست که کسانی دیگر جای ما را خواهند گرفت.بازی مرگ و زندگی بازیگران دیگر می خواهد.
اصلاحات را به شکست کشانند و خواستند نسلی به جای نسل با تجربه بنشانند تنها شایستگی شان ناشایستگی است. کسانی که نمی دانند در چه هوایی تنفس می کنند . ببینید نهادهای فرهنگی سترون و منابع بر باد ده را٬تماشا کنید رسانه های بزرگ را که چقدر کوچک عمل می کنند . دارند ما را حذف می کنند تا امکان مقایسه نباشد. اما این حذف دارد خودشان را حذف می کند. ما داریم کم می شویم. داریم در تاریخ سهم خود را از کف می دهیم. داریم سرمشق می شویم تا همه با نگاه کردن ما بگویند اصلاحات غیر ممکن است. ببینید چگونه حتی یک کارمندی ساده را بر آنها نمی بخشند.ما می خواستیم نشان دهیم زور وسیله پر خرج و بی فایده است و فرهنگ بعنوان ماشین معنا جامعه را آرام و فرهیخته می سازد. نخواستند بشنوند و به این دلیل صدایی را خواهند شنید که گاهی سکوت خواهند کرد ولی تبدیل به نعره می شود و باز شنیده می شود . آخرین لحظات این گذر از ما به دیگران است. انتخاب با شماست. ما هم می مانیم با انتخابی که دیگر دست تقدیر برای ما رقم می زند