تبليغاتX
محمد آقازاده - آرامش نه خاموشی تنها درهم اندیشی ملی٬ خویشتنداری و آزادی بیان

می خواهم بنویسم ولی نمی توانم. می خواهم ننویسم باز نمی توانم. این روزها معنای تراژدی را در معنای عمیق آن درک می کنم. در دو راهی گیر افتاده ام که هر دو به بن بست می رسند. پس چه باید کرد؟ نمی دانم. از یک سو هراس از نوشتن در من بیداد می کند و از سوی دیگر حس می کنم آنی که می نویسد حق ندارد و نمی تواند سکوت کند. سکوتی که می تواند معنای بزدلی و جبن بدهد و وهنی باشد بر قلم. این هراس به هیچ عنوان از منطق فردی خون و جان نمی گیرد. بلکه از درک این حقیقت الهام می گیرد که هر سخنی که از عاطفه زخم خورده و بشدت آزرده و برانگیخته شده بر زبان جاری شود٬ می تواند تاثیراتی را بر انگیزد که با مصلحت عام جامعه سازگاری نداشته باشد. به این دلیل با رام کردن احساسات رام نشدنی سعی می کنم آنچه از رویدادها را می فهم قلمی کنم.

تلخ و خشمگین ام. اما سخت بر آنم چراغ عقل را روشن نگاه دارم. آنهم در روزگاری که اخلاق از هر نوعش نادیده گرفته می شود و دروغ به راحتی بر چهره حقیقت خاک می پاشاند. اگر جامعه در بحران است٬ درمان آن را در خویشتن داری می یابم. اما خویشتن داری در هر دو طرف ماجرا. نمی شود یک طرف هر چه خواست بکند بدن آنکه ذره انصافی او را به بیان حقیقت متعهد کند. یک جنگ عظیم روانی در جریان است آنهم از سوی کسانی که بر آن نیستند آرامش را به جامعه بر گردانند بلکه سخت در جستجوی آنند که خاموشی را بر دیگران تحمیل کنند. اما سخت در اشتباه اند. این راه که می روند تبدیل سخن به فریاد و مبدل کردن آزردگی به بغض است.

اما ما٬ مایی که نسبت به آرامش جامعه متعهدیم٬ مایی که در جریانات خودانگیخته و سخت وابسته به خشونت هیچ فرجامی نمی یابیم جز ویرانی و جز آشوب٬ بجای خشم٬ بجای آنکه اجازه دهیم بغضمان در جان واژه ها بریزد به بردباری و خویشتنداری فرا می خوانیم همه را٬ چه آنهایی که در حاکمیت اند و چه آنهایی که در داخل کشورند و چه آنهایی که خارج کشورند احساسات خود را کنترل کنند. به روشنگری و تحلیل بپردازند. از سطح ماجرا عبور کنند و حقیقت را در اعماق کشف و نوری از آگاهی بر آن بتابند. تنها اطلاع رسانی کافی نیست. اطلاع رسانی خام٬ تنها احساسات را نشانه می رود. هر خبری باید با تحلیلی بکر و تازه همراه باشد.

ما بعنوان نویسنده تنها نباید قلبها را فتح کنیم٬ بلکه باید عقل ها را بیدار کنیم. هم از دیروز سخن بگوئیم و هم از فرداهای احتمالی٬ تا بتوانیم هم معنای رویداهای امروز را فهم کنیم و هم فردا را همانگونه که می خواهیم بسازیم٬ نه آنگونه که ماجراها ما را می برد. در همه تحلیل ها باید بر این نکته انگشت بگذاریم که زور و خشونت همه را بی فردا می کند. ما از آرامش دفاع می کنیم. آرامش نه خاموشی! این آرامش میوه گوارایی است که تنهادر گفت و گو٬ هم اندیشی ملی و آزادی بیان بدست می آید و هر راهی جز این همه را به شکست می کشاند. خویشتن داری و آرامش و انعطاف در برابر رقیب٬ راه نجات کشور است. باید نقطه تفاهم را بیابیم که درآن همه احساس کامیابی کنند. در غیر این صورت ما با دیالکتیک مداوم سکوت و طغیان روبرو خواهیم شد. بحران را همین امروز حل کنید٬ آنرا به فردا نسپاریم چرا که زخمهای مهلک و مزمن درمان ناپذیر٬ توسط هیچ طبیب حاذقی نمی تواند درمان شود. کاری که امروز با دوستی و گفت و گو به سادگی قابل درمان است. 

II لینک II نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:55  توسط محمد آقازاده  |