شناگری را تصور کنید که می خواهد در دریایی طوفانی با رقبای گردن گلفت٬ماهر و مجهز رودررویی کند و درست در لحظه ای که مسابقه در اوج خود است کسانی که باید تشویق کننده و حامی باشند دست و پای این شناگر را ببندند و باز از او توقع قهرمانی داشته باشند.صدا و سیمای جمهوری اسلامی حکم این شناگر را دارد و در حالی که هر روز بر تعداد رقبای قدرتمند افزوده می شود با فشارهای نهادهای عمومی و سازمانهای دولتی یکی پس از دیگری برنامه های جذاب و دیدنی این دو رسانه حذف می شوند و بینندگان و شنوندگان عزیز می مانند حیرت زده با این همه بی تدبیری چه کنند.
برنامه نود عادل فردوسی پور جذاب و دیدنی است٬چرا که نگاه انتقادی به فوتبال و هر آن چه در آن دارد می اندازد و این نگاه را در قالب گفت و گوهای چالشی و جذاب واتاب می دهد.حال کسانی در میان مدیران ورزشی پیدا شده اند که نمی خواهند این برنامه تدوام یابد تا آنها هر چه می کنند جز ستایش نشوند٬در حالی که هوش زیادی نمی خواهد که بدانیم ستایش که از حد گذشت٬تبدیل به ضد خود می شود.باید به یاد بیاوریم جذابیت این رشته ورزشی بیشتر از آنکه منطق خود را از درون زمین بازی بگیرد از حواشی آن خون و جان می گیرد.
به محاق رفتن برنامه نود مثل تعطیلی بقیه برنامه های جذاب به سود هر کس باشد به سود مدیران ورزشی نیست٬چرا که بینندگان که نود را نبینند بجای تماشای سیمای ایرانی بسراغ بی بی سی٬صدای امریکا و ده ها شبکه تلویزیونی دیگر می روند که هر چه دلشان خواست می توانند بگویند.در حالی که تکلیف شکست و پیروزی های سیاسی توسط رسانه ها حد می خورد٬بستن دست و پای برنامه سازان صدا و سیما هر معنایی داشته باشد حتما به معنی دفاع و صیانت از منافع آنهایی نیست که در سازمانها و نهادها مشغول مدیریت اند.برنامه نود حتی اگر نباشد همیشه وزن سنگین انتقادی خود را بر روی کسانی خواهد انداخت که بسیار ترد و شکننده اند و بجای قوی کردن خود از سایه ها می گریزند.می ماند گفتن این نکته که قطع امکان ارسال پیامک به برنامه نود پیروزی مطلق برای طرفی بود که نمی دانست آیا واقعا پنج میلیون پیامک ارسال خواهد شد و یا نه٬ولی در حال حاضر این رقم را به سود خود ثبت کرد.