تبليغاتX
محمد آقازاده - چه باید کرد با این خمیازه طولانی

*همه از هم می پرسند:" چه خواهد شد؟" هیچکس جوابی به این پرسش ندارد. گویی در هزار تویی بی پایان به دام افتاده ایم.

*بعضی ها می اندیشند که در حال اندیشیدند و هر روز ایده ای می دهند ولی جامعه ای که به خود آگاهی نرسیده باشد و نداند کمبودهایش کدام است و توانایی هایش کدام٬چگونه می تواند بیاندیشد.خیالیدن را نبایدبا اندیشیدن به اشتباه گرفت.

*هر روز برای رهایی از بن بستی که به دام مان اندخته طرحی نو در می اندازیم . مهاجرت ،تغییر شغل ،نوشتن رمان ،گفتن شعر،شوریدن ،سازش کردن و عاقبت هیچ نمی کنیم جز همان خمیازه طولانی که رهایمان نمی کند اگر کاری هم بکنیم تنها وقفه ای در این خمیازه می افتد و بس. 

*تا انحطاط را در منحط بودن خود باز نشناسیم ،تا از یک خود بیگانگی فعال وشیء شدگی فعال رهایی نیابیم٬مدام ذهن ما از امید به نا امیدی گذر می کند هیچ پنجره ای باز نمی شود تا احساس هوای تازه بخورد. تا از شر خود با خود آگاهی خلاص نشویم جهان همانقدر شرور خواهد بود که تا کنون بوده است.


II لینک II نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 13:0  توسط محمد آقازاده  |