تبليغاتX
محمد آقازاده - ...من و ما کم شده ايم٫ خسته از هم شده ايم...

دنیا به انتها رسیده است ،باید به انتها رسیده باشی تا بدانی چه می گویم ،در گوشه افریقا وبا کشتار می کند و در گوشه دیگر شهری را محاصره می کند تا گرسنگی بدهند آدمها را،عده ای وبا را بهانه می کنند تا سیاستمدار شروری را کله پا کنند و یکی دیگر مثل او را بر تخت سلطنت بنشانند و در آن دیگری -غزه ر ا می گویم - گرسنگی می دهند تا به صلح برسند .سهم آنهایی که می میر ند و  آنهایی که گرسنگی می کشند چیست ؟:هیچ ،مطلقا هیچ

عده ای طرح وحدت ملی می دهند و عده ای علیه آن می شورند،سالهاست داریم از هم منها می شویم ،آنقدر کم می شویم که جز خلا هیچ نمی ماند ،جز کشتار امید ،جز تنهایی ، سیاست یعنی من و تو  ماشویم اما همه من شده ایم ،فارغ از هم شده ایم .دوزخی تنهایی تمامی ندارد .سهم ملت از این وحدت و یا تفرقه چیست . همان سهمی که از نفت بردیم ،چقدر بود این سهم :هیچ ،مطلقا هیچ

همه داریم می گریزیم ،همه بی قراریم ،می خواهیم بمانیم ،چطور نمی دانم ،شاید هم برویم ،کجا ،نمی دانم ، بی قراریم،خسته ایم ،افسرده ایم ،باید کاری بکنیم ، مسافرت می رویم خسته تر برمی گردیم ،می خندیم ،تلخ تر می شویم ،سکوت می کنیم پر از فریاد می شویم ،فریاد می زنیم در سکوت رها می گردیم ....من و ما کم شده ايم٫ خسته از هم شده ايم.../...بنده خاک، خاکِ ناپاک ٫خالی از معنای آدم شده ايم.../..مانده آنکه رو به خودمان داد بزنیم و با هم بخوانیم آینه داریوش را:رو می کنم به آينه ... من جای آينه می شکنم/رو به خودم داد می زنم ... اين آينه ست يا که منم... سهم ما از جهان دهشت زده چیست،جهانی که انسان را فراموش کرده است همه چیز،مطلقا همه چیز

II لینک II نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 12:57  توسط محمد آقازاده  |