تبليغاتX
محمد آقازاده - رفیق دیگه کسی نمانده تا دل بده به غم و غصه هام

                                                                             برای رفیقی که نارفیق وطن شد

دیشب خوابتو دیدم ٬خیلی وقت می شد که دیگه در خاطراتمو بسته بودم به رویت. از همان روزی که درشب طولانی سوئد تلفنی گفتی من دیگه ایرانی نیستم و دردی هم دارم درد خودمه و لذت هام ٬نمی دانم رفیق چرا دلم می خواهد دل بدم به دلت٬حرف دلم را بریزم تو سینه ات٬یادت می آید قدیما یک تار سیبلمون که گرو می گذاشتیم سرمون می رفت ولی از حرفمون بر نمی گشتیم.حرف صنار و یک شاهی نبود.مرد بود و حرفش٬اما امروز می گند حرف باد هواست٬بگو و بگذر.بگذارخرت از پل بگذره ٬خوب اگر پاپیچ ات بشند دیوار حاشیه را آجر به آجر ببر بالا و اصلا بزن زیر حرفت.تو هم شدی یکی از این آدما . مگه نمی گفتی می رم دکتر می شم و تو روستاهای دور افتاده مرهم می گذارم بر زخم مردم ندار.

همه شدن مثل تو و می زنند زیر قولشون ٬مگه جلوی چشم یک ملت در انتخابات نگفتند پول نفت را می آرند توی سفره مردم٬پس چرا نیاورند٬امروز هم می گند با نفت پنج دلاری می شه کشور را ادار کرد ٬اگر نتوانستند یخه کی را را بگیریم .اصلا دستی برامون مانده تا یقه گیری بکنیم ٬مگر امروز نمی گند کی ما گفتیم پول نفت را می آریم سرسفره مردم.مگه نگفتند نفت زیر صد دلار نمی آید ٬چرا نمی گند اشتباه کردند.من و همان مردمی که روزگاری عشقت بودند سفرمان که ته کشید به هم زل می زدیم و به خوش باوریمان می خندیم و تو هم می خندی به ما که شبیه همان روزها مانده ایم ٬خنده ما تلخه.آنها که دارند آن روز چه می فهمند چه غمی این سینه لامعصب داغون می کنه ٬چقدر دارند  تو بگو یک میلیارد. دوتا ٬سه تا نه برو بالاتر . صد و شصت میلیارد. واسه هزار پشتشون بسه

یک عالمه حرف دارم٬ولی وقتی می افتم تو نخ حرف زدن همه حرفها را می زنم جز حرف خودم ٬آن حرفی که سینه امو می خراشه و روحمو داغون می کنه ٬رفیق بد چور دلم گرفته ٬تو هم لامعصب که نیستی ٬هر جا سراغتو می گیرم هیچکی خبر ازت نداره ٬یادته می رفتیم بهشت زهر غروبا ٬فانوس ها که روی قبر شهدا روشن بودند تماشا می کردیم و تو می خوندی بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو٬یادت می آید می خندی وسط گریه و می گفتی دیگه گندم مال خودمونه و هر چی که داریم مال خودمونه . رفتی ینگه دنیا و برای خودت آقا دکتر شدی تا سهم گندم دیگرا ببری و حالشو ببری . یادته با پول همین همین ملت بدبخت رفتی درس خواندی٬شدی یکی از همان کسانی که پول نفت بردند.آره تو عوض شدی و من ماندم کلی درد توی دلم و تنهایی می رم بالا سر قبر مادرم که برایت وقتی نون و پنیر می آورد می گفتی بهترین غذای دنیاست و تو کم می خوردی . مادرم قایمکی می گفت عوض می شه . آدم که تند بره می بره .آره مادر راست می گفتنی . من بی رفیق تنها برای تو می خونم بوی گندم مال من...

II لینک II نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 12:0  توسط محمد آقازاده  |