تبليغاتX
محمد آقازاده - پخش غیر رسمی سنتوری شکست آشکار ممیزی ، سینما و نفد

* دست بدست شدن سي دي سنتوري داريوش مهرجويي نشان داد مميزي در ذات خود بي فايده است.اقدامي اداري نا كارآمد،اقدامي كه حتي به هدف بي واسطه خود كه سد كشيدن بين مخاطب و فيلم است دست نمي يابد ولي سينماي ايران را درزيرپاي مصلحت انديشي ها سليقه اي و بي مضمون ذبح واز نظر اقتصادي آنرا له مي كند.خواستن از تماشاگر كه اين فيلم را نبيند آنهم در شرايطي كه امكان اكران آن فراهم نشده است نه تنها هيچ حاصلي ندارد بلكه مميزي را در تداوم عملكردش مصر مي كند. بنظر مي رسد بايد اين فرصت را به تماشاگررا داد هم خود را ازتماشاي يك اثر سينمايي محروم نكندو هم بتوانند وجدان خود را از طريق ياري اقتصادي به تهيه كنندگان فيلم آرام كند.بنظر ميرسد راهكارهاي اين همراهي را مي توان يافت و تبديل به يك رويه كرد.

*بايد به مديران سينما كه ازجانب يك ديوانسالاري سخن مي گويند اين نكته را تفهيم كرد هرچقدرآثارهنري در دايره رسمي بماند حوزهااختيارتشان دست نخورده باقي مي ماند واگر بخواهند بيش از حد دايره ضرورتهايي كه خود به آن پايبندند٬ افزايش دهند بدون اينكه بخواهند فرهنگ و هنررا وارد مناسباتي مي كنند كه آنچنان در خفا عمل مي كند كه هيچ دست قانوني ورويه هاي اداري نمي تواند سمت و سوي آنرا حد بزند و چون در خفا انجام مي شود هم قدرت تاثير گذاري بيش از حدي مي يابد و هم اينكه شكستن قوانين بر ساخته حكومت آسان مي شود و مي تواند ديگر حوزه ها را در بر بگيرد.

* سنتوري راه به نقد جدي مي دهد.ولي وقتي اثري پشت راه بندان نظام اداري گرفتار مي شود منتقد به ناچاربجاي گفت و گوي صريح و بي پرده در باره اثر خود راموظف مي بيند ازحق يك فيلمساز درنمايش فيلمش دفاع كند.مميزي قدرت نقد را سترون مي كند.اجازه نمي دهد رابطه ديالكتيكي اثر و واقعيت مورد ارزيابي قرار گيرد .نگاه انفعالي وعكس بردارانه آن با پرسش هاي جدي روبرو شود.اين وضعيت تلخ سالهاست سينماي را در حلقه مسدودي گرفتار كرده است.فيلمي كه در دايره منع قرار مي گيرد تبديل به اسطوره مي شود. از قبل همه عاشق آن مي شوند و با بغضي در گلو در مورد آن سخن مي گويند . در حالي كه ممكن است اين فيلم نه ازنظر مضمون ،زبان هنري و پيشنهادي كه ارائه مي دهد فاقد ارزشهايي باشد كه دوستداران آن به ديگران به سادگی تحميل مي كنند و آنهايي كه فيلم را بر نمي تابند مجبورند سكوت كنند و حتي مجبور می شوند از فيلمي دفاع كنند كه در حالت عادي با پتك واژه هايشان بايد افشا مي شد.

* فيلم سنتوري بر آنست نشان دهد وقتي ارتباط هنرمند و مخاطب قطع مي شود هنرمند در بحراني سهمگين رها مي شود كه زندگي برايش پوچ و بي معني مي شود و حتي عشق نمي تواند تسکيني باشد. بازاين هنر است كه مي تواند اين بحران را رام سازد. اين نگاه رمانتيك به هنربه يك موضوع ارزشي را نسبت مي دهد كه تنها شايسته كليت زندگي است٬ ولي وقتي فیلم توقيف مي شود ديوانسالاري ناخواسته مهر تائيدي مي گذارد بر آنچه فيلم قصد بيان آن را دارد و همه مخاطبان كه در خلوت خانه شان آن را تماشا مي كنند به پای این امضا یشان را می گذارند .

*نگارنده به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيشنهاد مي دهد با اجازه اكران فيلم به جريان شورمندي كه ناخواسته پشت فيلم قرار گرفته است اجازه تخليه بدهد تا بتوان بدورازهمه گرفتاري هاي ديوانسالارانه اين فيلم را در ميدان نقد به محك كشيد. وقتي فيلمي دارد ديده مي شود دولتي براي عدم اكران قانوني اش چرا باید خسارت مادي و معنوي آنهم از جیب سینما نجیف بپردازد.

II لینک II نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 18:9  توسط محمد آقازاده  |