تبليغاتX
محمد آقازاده - آقایان خاتمی هیچگاه اسطوره شدن را نپذیرفت تا آن را با نیش قلم پس بگیرید

اسطوره سازان ردای دیگر به تن کرده اند و بر آنند اسطوره های خودساخته را خلع ید کنند و بجای آنها آدمهای دیگر که منطق قدرت را می شناسند و می دانند در بازی سیاست چگونه چون ماهی بلغزند و به جلو بروند و مصطبه قدرت را با مصلحت اندیشی بخرند و شاید هم بفروشند حمایت کنند.آنها فراموش کرده اند حتی اگربپذیریم خاتمی اسطوره شد آنها در زایمان این اسطوره از دل تاریخ هیچ نقشی نداشتند و بعد از خلق دوم خرداد از راه رسیدند و از هول حلیم به دیگ اسطوره سازی لغزیدند و رادیکالیسم را به نهایت خود رساندند تا از  سفره پهن شده سهم ببرند که بردند و اکنون باید کنار سفره دیگری بنشینند که با اسطوره زدایی دارند به یاد می آورند هستند و می توانند در حاشیه قدرت نامی و نانی در حد زور قلم شان  ببرند و بخورند.

اصلاحات شکست خورد چون گروهی جوان جویای نام بجای درک منطق ساده قدرت و حرکت در مدار عقلانیت و تشخیص ممکن از غیر ممکن به تو هم اسطوره سازی و خلق حماسه گرفتار شدند و یکی پس از دیگری فرصت ها را سوزاندن و بر باد دادند.خاتمی اگر هر عیبی داشته باشد در تمام هشت سال ریاست جمهوری خود را در مسند رهبری اصلاحات و اسطوره شدن ندید و خواست در مجاری قانونی اهداف خود را پیش ببرد.مشکل او در آن بود که در دو جبهه خوب نجگید یک در جبهه قدرت که از تن دادن به هر قانونی تن می زدند و از سوی دیگر نتوانست خط فاصله خود را با قهرمان نمایان صحنه اصلاحات روشن کند. دو گروه که در بازتولید هم و فربه کردن یکدیگر سهم عمد داشتن و هر دو از جنگ شان آنچه می خواستند بدست آوردند.

صاحب این قلم در آن روزگار در روزنامه ایران با هر دو جبهه وارد چالش شد و با زدن تیتر "اصلاحات در دام اصلاح طلبان ٬عقل گریزی را باید مهار کرد" حکم اخراج را بدست دوستان در حاشیه قدرت که هیچ مصلحت اندیشی را بر نمی تابیدند امضا کرد.همان روز روشن بود که اسطوره سازی راه بجایی نمی برد و هم اکنون مشخص است اسطوره زدایی خیال باطلی است که هیچ ثمره ای جز ماندگاری دوستان در نظام رسانه ای کشور ندارد. اما وظیفه آنهایی که دست به قلم دارند آن است از حرمت سید محمد خاتمی که نماد روشنی از صداقت ٬پاکی ٬ محافظه کاری عقلانی است و منطق شجاعت شجاع نبودن را بخوبی می شناسد به دفاع برخیزند.این دفاع البته هیچ ربطی به آمدن و یا نیامدن او به صحنه انتخابات ندارد.

صاحب این قلم با آمدن او موافقتی ندارد چرا که معتقد است سه دوره بر مسند ریاست جمهوری نشستن یک فرد به صلاح  فرایند تاریخی نهادینه شدن دمکراسی در یک کشور استبداد زده ای مثل ایران نیست. این استدلال تنها به درد بازی های کودکانه می خورد اگر خاتمی بیاید از احمدی نژاد شکست می خورد چرا که ذات دمکراسی در پیش بینی ناپذیری رفتار ثابت با نتایج نامشخص است. از نظر صاحب این قلم شکست هاشمی رفسنجانی و کروبی دور قبل از احمد نژاد اگر حواشی آن نیز بگذاریم اقدامی شرافتمندانه بود که سیاستمداران علاقمند به منافع ملی باید با تحمل هر هزینه پایبند به آن باشند.آن شکست توهم غیر منطقی از قدرت هاشمی را شکست و او را در جایگاه واقعی اش قرار داد و این دستاورد بزرگی برای او بود.هر چند در آن دوره نیز در ملاقات با فائزه هاشمی مخالفت خود را با نامزدی او بخاطر سه دوره شدن ریاست جمهوری اش اعلام کردم.

با این استدلال باید از کروبی خواست چون یکباراز احمدی نژاد شکست خورده است و احتمال ناکامی دوباره وجود دارد از انتخابات کنار بکشد اما این منطق ابتری است که نباید جدی گرفته شود. شکست و پیروزی راز ماندن و یا رفتن از میدان پیکار انتخاباتی نیست بلکه میزان تاثیر گذاری در تحولات و مصالح ملی باید سرنوشت این تصمیم گیری را مشخص کند.وظیفه روشنفکران و روزنامه نگاران مستقل آنست که اجازه ندهند هر عاملی جز رای مردم پیشاپیش نتیجه رقابت را روشن کند و اگر این اتفاق بیفتد هر کس رئیس جمهوری شود در دراز مدت بسود توسعه سیاسی تمام می شود حتی اگر در کوتاه مدت هزینه سنگینی بخاطر انتخاب غلط بپردازیم

II لینک II نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 15:37  توسط محمد آقازاده  |