تبليغاتX
محمد آقازاده - هیری مرد بدون آنکه بتواند ثابت کند چقدر بزرگ بود

بیست و چهارساعت است دارم با خودم کلنجارمی روم بنویسم و یا ننویسم.یک بیماری سوپژکتیو -بخو انیدذهنی -مرا به دام کشانده و رهایم نمی کند.هر حرکت می تواند مرا در خلایی ناپیدا رها کند و من خود را معلق در زمین و آسمان بیابم.درحالی که دراز کشیده ام حس می کنم از دره ای دارم سقوط می کنم. به هر چی دور و ورم می یابم چنگ می زنم تا در امان بمانم. اطرافیان هاج و واجم نگاهم می کنند. یک بیماری بدون هیج نشانه ملموسی .

اخبار را دنبال نمی کنم . تنها خودم را می یابم. جسمم وزنه ای شده است بر حسمم.می خواهم بگریزم ولی نمی توانم .فرهاد سهرام با همسرش مهرورزانه به دیدنم آمده است تسلای بیماریم باشد. از خاطراتمان سخن می گوئیم .از ایران و رنجهایش .منتظرم سرگیجه هجوم بیاورد.ناگهان فرهاد خبر می دهد"رمضان علی هیری " مرد.جهان به دوران در می آید . به زمین چنگ می زنم . تنها می گویم نه . کاش می توانستم بگریم .برای مردی با جثه بزرگ و قلبی صاف و زلال. مردی که در زندگی باخت. در سلسله مراتب موسئسه ایران رتبه ای نداشت. اما آدم مهمی بود برای من. وقتی داورهایش را در مورد نوشته هایش که در گروه آئینه ایران می گفت با دقت به حرفهایش گوش می دادم . دقیق می خواند و هوشمندانه . اگر سرنوشت دیگری می یافت می توانست مدیر برجسته و یا یک تحلیل گر درجه یک شود.اما سرنوشت نخواست . مرد در حالی که نتوانست آنی شود که باید می شد.

یکبار بعد از سالها برای دیدن همکارانم به روزنامه ایران رفتم .حایگاهی بر خلاف شان اش به او داده بودند. کچ سلیقه ای آزارم داد ولی وقتی بوسیدمش گفتم بزرگی آدمها در سمتی که دارند نیست و در خودآنهاست و هیچکس نمی تواند این بزرگی را از تو دریغ کند. نمی خواستم بنویسم .ولی برای هریری بزرگ سرگیجه و اصطراب را تحمل می کنم . اشک می ریزم و می نویسم. جهان چه ستمکار است . وبلاگ را باز می کنم . پیامهاهمدردی را می خوانم آرامم می شود . جهان هنوز برای دوست داشتن فرصت دارد.ممنون همه تان هستم. تصمیم می گیرم بر بیماری غلبه کنم و لااقل در این وبلاگ کوچک ثبت شود مردی بزرگ رفت بدون آنکه بزرگی اش را جایی اثبات کند.خدایش بیامرزد. نمی توانم دوباره مطلب را بخوانم . اگر غلطی در آن یافتید بگذارید کنار هزاران غلط جهانی که کوچک ها را بزرگی می بخشد و بزرگ ها را در گمنامی رها می کند           

II لینک II نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 20:34  توسط محمد آقازاده  |