تبليغاتX
محمد آقازاده - ناهماهنگی ٬نه سازگاری شانس بقای دولت نهم

یک لحظه تصور کنید کسی رهبر ی ارکستر بزرگی را بر عهده بگیرد که تن به قواعد موسیقی نمی دهد و اصولا این قواعد را چیزی غیر ضروری بداند. فرمانهایی که او صادر می کند بی تردید متناقض خواهد بود و تولید هیچ موسیقی مشخصی نکند و تنهااز مجموعه سازها صدای دلخراشی بر خیزد.بی تردید با تغییر این و یا آن نوازنده نمی توان مشکل را حل کرد.تنها راه ممکن به راه آوردن این رهبر ارکستر است تاتن به قواعد دهد.ولی اگر بجای این کار همه نوازنده ها را کنار بگذاریم و ساز را دست کسانی بدهیم که کوچکترین آشنایی با نت های موسیقی ندارند٬ در عمل بین رهبر و نوازنده های ارکستر وحدت ایجاد می شود ولی یک مشکل باقی می ماند که وجود ارکستر سالبه به انتفاع موضوع می شود.وحدت با سرسپردگی به قواعد است که محقق می شود.       ٬

شاید از این مثال شگفت زده بشوید و آنرا غیر ممکن بدانید ولی در دولت نهم این اتفاق نه در صحنه موسیقی بلکه درمیدان سیاست و اداره امور افتاده است و سه سال است که مدیران ارشد نظام اجرایی یکی پس از دیگری حذف می شوند تا تمنای یکدستی دولت در عمل اتفاق بیفتد.ولی این آرزوی محالی است که تا پایان عمر این دولت تحقق نخواهد یافت.اولین پرسشی که بعد از سه سال از تشکیل دولت نهم به ذهن می رسد آنست که چرا اینهمه نیروی غیر هماهنگ منصوب شدند و چرا با جابجایی پر دامنه مدیران این هماهنگی بدست نیامد.قرار بود با رفتن شیبانی و آمدن مظاهری بانک مرکزی با دولت سازگار شود ولی این سازش به وجود نیامد٬چه کسی می تواند تضمین دهد در آینده تغییر دیگری را شاهد نباشیم٬همین روایت را می توان در مورد جابجایی مداوم معاون سیاسی وزارت کشورتکرار کرد.

مشکل اصلی از آنجا آغاز می شود که در این دولت تصور اراده گرایانه از واقعیت وجود  دارد و باور بر این است که نهادها و حتی قوانین چون مومی می مانند که با هر دستور العمل باید تغییر شکل دهند و خود را با سلیقه های متناقض همشکل سازند اما همه شواهد تجربی حکایت از آن دارد در نهادها جدا از دستوری که از بالا صادر می شود رویه های فرهنگی و ساختارهای دیر پا رفتارها را شکل می دهد و هر دستوری که خود رادر قاب این ساختارها قرار ندهند محکوم به عدم اجرا می شوند و اگر با نیروی دیگری بخواهیم آنها را نسبت به گوهرشان شورشی کنیم بدون آنکه بخواهیم نهادها به آشفتگی کشیده می شوند و دچار نا کارآمدی کامل می شوند و در عمل ما در وضع بی نهادی قرار می گیریم.

نظام بوروکراتیک منطق خاص خود را دارد و تا کنون هیچ انقلاب و روشی نتوانسته این منطق را نابود کند. حتی نهادهای تازه هم بعد از مدتی این منطق را به ناچارمی پذیرند.بنظرمی رسد اگر دولت تاکنون با بحران عمیق تری از مشکلات موجود روبرو نشده بخاطر این مقاومت بوده و این مقاومت شانسی تلقی می شود که به رایگان در اختیار دولت نهم قرار گرفته است و اگر روزی این مقاومت به صفر نزدیک شود در عمل خواهیم دید نه دستور دهنده وجود خواهد داشت و نه تصمیم گیرنده .نهادها هم مثل انسانها برای بقا به حدی از استقلال نیاز دارند.این استقلال را از آنها بگیرید خواهید دید آشوبی رخ خواهد داد که پیش بینی همه نتایج آن بسیار هولناک است. باید از این مقاومتها حتی به سود خود دولت حمایت کرد چون هیچ خطری مخرب تر از هرج و مرج نیست.

II لینک II نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 18:50  توسط محمد آقازاده  |