تبليغاتX
محمد آقازاده - تهران امروز چه تلخ در ایستگاه بین راهی از رفتن باز ماند

صبح که چشمم ر ا باز می کنم ٬هنوز میل به خوابیدن تمام ذهنم را با خود دارد.شب خوابم نمی برد. صبح نمی توانم بخوابم.گوشی را بر می دارم تا صدای زنگش را خاموش کنم.پیغامی دارم.دلم فرومی ریزد.خبرمرگ٬بسته شدن روزنامه ای و شاید هم تبلیغی. خدا کند سومی باشد.برخودم غلبه می کنم تا نخوانم.باید سینا را ببرم سوار سرویس کنم تا برود اردوی تفریحی.نمی خواهم حس خوب او را خراب کنم. وقتی سوار می شود و می رود و با تکان دادن دستش مهرش را نشان می دهد.در گوشه ای یله می شوم. خسته ام.دیروز وقتم را در مطب دو پزشک متخصص گذشت.تجربه ای فوق العاده که اگر نبود پیغامی که برایم فرستادند می نوشتم در باره آن.می نویسم. باید بنویسم.

پیغام را باز می کنم و می خوانم.تهران امروز توقیف شد.می خندم.خنده ای عصبی.خنده ای جنون آسا.همه چیزآسان شده است.جنگ این علیه آن٬افشای این نام علیه آن نام ٬کشته شدن این عضور اداره آگاهی توسط همکارش٬کجا داریم می رویم.باندهای مافیایی ٬تو می گویی ٬او می گوید. نصیب ملت چیست ٬هیچ. همه دزدند٬همه تخلف کرده اند. افشاگران افشا می شوند.سودای قدرت چه می کند.لهیب تند رقابت چه می کند ٬مبارزه با فساد می شود دستاویز٬عدالت می شودحربه انتخاباتی ٬آزادی و جامعه مدنی مضمونی تهی که تنها باید چون آهنربا رای من و تو را جذب کند.شما هم را متهم می کنید. دیگران هم شما را.

"تهران امروز " تعطیل شد به همین سادگی. افسر٬ابراهیمی ٬ملکی و... بیکاری ٬آواره گی.روزنامه نگاران آواره. کاش اسم همه را به یاد می آوریم. از دربان دم در تا آن که قلم می زند. کارمند اداری و مالی .چه شده است چرا تعطیل شد٬دلیل اش مهم نیست.در بازی تو متهمی دلیل لازم نیست.در این بازی همه چیز نیمه رها می شود.این بازی پایانی ندارد٬داوری ندارد.نتیجه ای ندارد٬ مردم کجای این بازی ایستاده اند ٬هیچ جا.تنها می شنوند ٬انگشت حیرت به دهان می برند و بعد هیچ٬ پرونده های نیمه کاره . این بازی آن بازی را از یاد می برد.این بازی را می توان آغاز کرد ولی پایانش با هیچکس نیست. داستان اختلاس از بانگ صادرات ٬شهرام جزایری ٬فروش سوالات کنکور٬پالیزدار٬زنجان و.. راست است یا دروغ ٬چه فرقی می کند ٬همه باور می کنند .جامعه ای که همه در آن متهمند باشند. بی گناهی و با گناهی معنایی ندارد.

وقتی حزب نباشد٬وقتی اخلاق نباشد ٬وقتی اراده معطوف به قدرت همه جانها را ببلعد ٬جنگ برنامه ها در آستانه هر انتخابی می شود قصه پر غصه تخریب. آن که تخریب می کند وقتی تخریب می شود پای اخلاق و دین را به میان می آورد و از یاد می برد خود کرده را تدبیر نیست."تهران امروز "بسته شد.من ستون کوچکی در آن داشتم بنام ایستگاه اول٬ نگاه اجتماعی به زندگی شهری.من این ستون را نمی خواستم ٬بخاطر دوستم احمد توکلی که در آن روزگار سر دبیر بود پذیرفتم بنویسم. نامه ها و تلفن های مردم نشام می داد این ستون خوانده می شود. روزی چاپ نشد. سر بسته فهیمدم نگذاشتند این ستون ادامه یابد.بولتن های محرمانه ٬قضاوت ها و... تهران امروز بسته شد چه آسان ٬چه کسی مقصر است ٬ هیچکس و همه کس. بیکار شده ها چه باید  بکنند٬ در این آشفته بازار٬ هیچ کار٬ هر کس صلیب رنجش را بر شانه می گذارد و کاری می کند. کاری می یابدموقت و... دلم نمی خواهد در هیچ روزنامه ای باشم. دلم اما می شکند وقتی دوستی بیکار می شود.آقایان بازی را تمام کنید.این بازی شوم و بی فرجام را. 

II لینک II نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 9:27  توسط محمد آقازاده  |