بهره کشی از موقعیت مسلط برای ارضای تمایل جنسی همزاد خود قدرت است.تاریخ ما پر از حرمسرا هایی است که نه تنها غرایر جنسی اهالی دربار را پاسخ می دادند بلکه با بهره گیری از تمایلات کنترل نشده مردان قدرتمند سمت و سوی تحولات سیاسی نیز تاثیر می گذاشتند.کسانی را از مصطبه قدرت به زیر می کشند و کسانی راروانه کانون های قدرت می کردند و یا باعث کشته شدن بخت برگشته یی می شدند و یا کسی را از پای چوب دار نجات می دادند.
تردیدی نیست هر جا قدرتی است امکان این بهره کشی وجود دارد.حتی در کشورهایی که آزاد روابط جنسی یک اصل تردید ناپذیر است و استفاده از موقعیت اداره برای برقراری روابط جنسی یک خطای مسلم و موجب عواقب سیاسی ٬اجتماعی و قضایی می شود ولی با وجودتدابیر سخت گیرانه هرازگاهی این روابط کشف و جنجال های زیادی زیادی حول آن بر پا می شود.درماههای اخیر اخباری در فضای اینترنتی پخش شد ه و می شود که فلان مقامی انتظامی و یا فلان مقام دانشگاهی اخلاق مدنی و حرفه ای را زیر پا گذاشته اند و تن به وسوسه جنسی داده اند.این اخبار تاثیرات پر دامنه ای بر مردم می گذارد و دامنه اعتماد عمومی ر ا سست و ناهنجاری را تبدیل به یک عادت می کند.
در جامعه ما که مو ی پسران و لباس دختران مورد حساسیت شدید قرار دارند و بسیاری بخاطر عدم رعایت ضوابطی که در این مورد به صورت نانوشته وجود دارد درمعرض برخورد قرار می گیرند.اخبار تعدی اخلاقی به زنان مثل زلزله تمام تدابیر برای کنترل اجتماعی را با پرسش و تردیدهای جدی روبرو می کند. به شرطی می توان این زلزله مهیب اخلاقی را مدیریت کرد که با همان قاطعیت با متخلفان برخورد شود که با مردم عادی صورت می گیرد و از یاد نبرد بهره کشی از موقعیت اداری خود یک جرم مستقل است و مجازات خاص خود را هم دارد. مماشات و پرده پوشی نسبت به این وقایع این ظرفیت روانی را دارد که در جامعه هر روابط ساده انسانی را بر بال شایعه بنشاند و حرمت بسیاری را بر باد دهد.مصلحت اندیشی آن نیست که بر ای حفظ حرمت نظام مدیریتی خطاها را کم رنگ و یا بی رنگ کنیم بلکه مصلحت ایجاب می کند که مجرم را به جزای خود برسانیم تا اگر روزی بعد از تحقیقات و حکم قاضی مشخص شد فردی واقعا بی گناه است همه به سرعت باور کنند.
آنهایی که در این مورد افشاگری می کنند خوب است بدانند همانقدرحفظ آبروی افراد مهم تلقی می شود که دفاع از امنیت جنسی افراد با ارزش است.باید دقیق و بدون هیجان سراغ پدیده ها ر فت تا فرصت طلبان نتوانند در فضای بوجود آمده با آبروی افراد بازی کنند.سخت گیری در روابط اجتماعی و سپردن همه روابطی که در حیطه عرف جامعه قراردارد به برخورد انتظامی می تواند نتیجه عکس بدهد و بسیاری را که در این مورد ماموریت دارند دچار وسوسه و لغزش کند.ماموران و مدیران هم دارای غرایز جنسی اند و اگر پیش از حد در معرض این مسایل قرار گیرند به صورت طبیعی آلوده می شوند و عواقب آنرا نظام سیاسی پیش از افراد می پردازند.تعادل نگاه داشتن در هر مورد بهترین سپهر حفاظتی در برابر ناهنجاری ها و آلودگی هاست.