آدمهای سنگی را می شناسید.کسانی که همیشه یک جور حرف می زنند و یک گونه عمل می کنند. گرداگردآنهارادیواری آهنین پوشانده است که نمی گذارد صدای هیچ واقعیتی از این لایه بگذرد و درذهن این آدمها رسوخ کند.این افراد دردوستی و دشمنی هایشان پا برجایند.هیچ شواهد تجربی و هیچ استدلال منطقی نمی تواند چیزی را در درونشان تغییر دهد.تنها یکبار در زندگی می توانند شکل بگیرند و تا لحظه مرگ همانگونه می مانند.بدون هیچ تغییری.
از گلوی این افراد تنهایک آهنگ تکراری به گوش می رسد که هیچ در خواستی نمی تواند بر تکراری بودنش غلبه کند.هر چه بگويي و هر چه خود را شبيه خواسته هايشان سازي داوري او نسبت به تو تغيير نمي كند.اين افراد فاقد تخيل فعالند.چون پرواز خيال را نمي شناسند زندگي را براي ديگران دوزخ مي كنند و در شراره هاي آن خود هم مي سوزند ولي نمي دانند سوخت اين آتش را با دستهای بی خبرشان بر شعله های آتش مي ريزند.يك دنده و لجبازند.آنها زندگي را براي ديگران تحمل ناپذير مي كنند و بعد متعجب به آن ديگري خيره مي مانند كه چقدر كم صبرند.طاقت يك داد را ندارند.در جاجاي زندگي مي توانند اين افراد را ديد.در خانواده ٬ در جامعه٬ در سیاست و...
آنها نشانه انحطاط اند.انحطاطي كه خود را در منحط بودنش باز نمي شناسد.شرط انسان بودن در آنست كه بتوانيم از خود فاصله بگيريم و منتقدانه به ارزيابي آنچه هستيم بپردازيم.در اين ارزيابي است كه متوجه مي شويم كجا به اشتباه رفته ايم و بايد خود را تصحيح كنيم.اما كساني كه منفذي در پوست ذهن شان نيست هيچ گاه از خود فاصله نمي گيرند.مي پندارند هميشه حق با آنهاست و هر كس جزاین بگويد بلافاصله در معرض انکارشان قرار می دهند.اين حق هم يكبار براي هميشه ساخته مي شود و كوچكترين انعطاف پذيري هم ندارد.
آدمهاي سنگي نمي توانند باور كنند ديگران هم گوشت و پوست دارند.مي توانند تغيير كنند.حق دارند خوشحال شوند. حق دارند به سبكي كه دوست مي دارند زندگي كنند.كجا بنشينند٬چه غذايي بخورند. كي بخوانند و كي بيدار شوند.از چه تفريحي خوششان بيايد و يا نیاید. نمي پندارند بلكه يقين دارند جهان تك سليقه اي است و اين سليقه هم همانست كه آنها در ذهن شان مي يابند و هر ترديدي در اين سليقه آنها را خشمگين مي سازد.
آنها از واژه ها و جمله های محدودي بهره مي برند.در توصيف واقعيت تنها از اين جمله ها بهره مي گيرند. هر واژه متفاوت.هر جمله پردازي خلاق و هر زبان متفاوتی آنها را مي هراساند. با اينكه واژ ه هاي اندکی به كار مي برند ولي بسيار پرگويندو وراجی كار و بار آنهاست. یک ریزحرف می زنند. از پر گویی خسته نمی شوند . دوستی و مهرورزی با این افراد نیاز به صبر مداوم و تساهل بیش از حد دارد. آنها نمونه افرادی اند که در ارتباط موفق شکست می خورند و با حضور خود اجازه نمی دهند یک روابط کاملا انسانی شکل بگیرد و ماندگار شود.
* تذکر این نکته را واجب می دانم هیچ کدام از نوشته های این وبلاگ چه در سوی مثبتش و چه در سوی منفی اش شخص به خصوصی را نشانه نمی رود.بلکه آن را باید در انضمامیت جامعه درک کرد و فشردگی اشاره ها را باید در عمل در افراد بسیاری باز شناخت .چرا که هیچکس به تنهایی نمی تواند به صورت مطلق نمونه آدم سنگی باشد و یا ....